دوبیتی غربت

دوبیتی غربت

تو غربت ها دل و جان شل می گیرد

محبت گر نباشد دل می میرد

در این دنیای پر آشوب و وحشت

خدا یاری مبارز می پذیرد

***

جهان از ظلم شاهان منفجر شد

صداقت در خیانت دربه در شد

کشیشان موبدان یاران توحید

صنم گاه و کرو زر تاج سر شد

***

امانت پخته شد چون آش و رشته

عدالت در جهان مغروض گشته

تملق شیر شد در دشت و بیشه

گرانی با خزان پیمان بسته

***

دلم در دام خوش کامی گرفتار

تن و جانم به ناگه کرده بیمار

قراول پاسبان کرده پس وپیش

نه خویشان ناجی من شد نه دلدار

***

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 19/09/1393

/ 0 نظر / 7 بازدید