خستگی

خسته از این زمانه

زمان پوچ وبیهوده

هر کس به سازش برقصد

ماندن در این سرزمین

ماندن برام شوار است

جلد خودم کشیدم

از ان خرقه  پریدم

پوسته ام سنگین

دوریم نا ممکن

خسته از این ادما

چو پرده بردار شد

وحشی و غرنده اند

به دنبال یه طعمه

چه دست وپنجه گیرند

هر کی به دام انها

پا بزند نفیر است

در دام ان بگیر است

/ 0 نظر / 3 بازدید