اشکِ مکر

 

از اون روزی که تو رفتی ، فضای خونه دلگیره

دلم در غصّه می سوزه ، با این تنهایی می میره

***

چرا امشب دلم تنگه ، چرا اینجوری  قلبم زد

تو باغ سرنوشت من ، صدای برگِ خشک اومد

***

نوشتم ختمِ عشق تو ، با این خوابای پنهانی

خیال زندگیم پرتِ ، رسیدم خطِ پایانی

***

برو دیوار دل سنگِ ، برو سنگینِ دیدارت

نمی خوام یاد تو باشم ، تو دل پوسیده افکارت

***

با این اشکای مکر تو ، وفا هر گز نمی بینم

دلم پر خونه از حرفات ، به یادت نقطه می چینم

***

خدا از عاشقی سیرم ، خدا پوشیده تن دردم

دلُ دادم به هر عشقی ، به تنهایی سفر کردم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 09/04/1393

 

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید