حرفای بی پرده


 

سر
افکنده شده قلبم ، از این حرفای بی پرده

هوا
گرمِ  و تابستان ، شبای تو چقدر سرده

***

کشیدم
زخم بی درمان ، از آن یارِ هوا دارم

بزن بر
پیکرِ خسته ، تو می دانی چه پربارم

***

دلم با
غصّه هات خندید ، اسیرِ دردِ صد در صد

بگو تا
سحر می لرزم ، پیامت زنده  می رقصـــــد

***

برو
دردم به دل خوابید ، غمت در تنم چسبیدی

سرم دیوانه
وارِ شب ، تو زخمم نمک پاشیدی

***

ولم کن
غرقِ دریایم ، برو دست از ســــــرم بردار

نمی
خوامت هوات سرده ، همش دردی دلت پر خار

***

ببین
صوتِ ندایم را ، کمان کرده به دیوارت

هوای عاشقی
مانده ، تو جامِ  مســــتِ دیدارت

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 13/12/1391

 

/ 0 نظر / 4 بازدید