نیومدی

 

نیومدی و شب طوفانی به انتظارت نشستم

دیر کردی همش در فکر تو هستم

در حسرت دیدنت

مانده ام چشم به راه جاده ها

قاصدک باز نیامد دیگر

خبری تازه نیاورده دیگر

نشسته ام سر راهت

تا بیایی چشم به راهت

تا سحر خسته به انتظارت

خوش نگارم کی می آیی

من همانم که عاشقت ماندم

که با هستی ات معنی می گیرم

بی تو زندگی ام می میره

خسته از شب زنده داری

تو خیال خود می بینم تو می ایی

یه سبد گلهای زیبا

برا من هدیه بیاری

/ 0 نظر / 2 بازدید