دوبیتی جوانان

دوبیتی جوانان

طلوع فجر موجی آفریده

هجومش انس و جن هر گز ندیده

مهیا کرده یورش های بسیار

سپاه کفر در آتش کشیده

***

کلام واژها پر سنگ و دوده

فضای دیده ها خاکی نموده

کلیدش در بهار سبز و خرّم

شکیبایی در آن راهی گشوده

***

دلم خشکیده مثل رودِ کارون

ترک خورده زبانم دنج و پر خون

چو کوهی درد بر قلبم نشسته

بگویم یا نگویم باد و بالون

***

خدا خوش باورم از قول یارم

گلستان کاشت با عشقش کنارم

چرا چپ کرده ناگه در کمینگاه

چرا چون آب شد دار و ندارم

***

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 01/02/1394

/ 0 نظر / 8 بازدید