می دانم کسی می آید

 

بیزار و خسته ام

از آدمهای عصر فضا

اما می دانم

که روزی همه ی پرنده ها آزاد خواهند شد

روزی تمام آب ها به دریا خواهند رسید

روزی که می آید

از میان آبشار های سفید پاک

از میان روشنی ستاره ها

از میان لحظه های گم شده ی صداقت ها

از میان پاکی کلام کودکانه

از میان مهربانی باران

کسی می آید

می دانم

دیر نیست

وعشق

وصداقت

و پاکی

و روشنی را

به ما خواهد داد

من می دانم

آمدنش انگشت شمار 

که سایه او پشت ابرها نمایان

او دارد می خواند

من می دانم کسی می آید

10/10/1378

 

/ 0 نظر / 2 بازدید