برو

 

 

دیدمت
پریشون ، توی دلم نشستی

در
ساحلِ این دریا ، عهدِ دل و شکستی

وقتی که غرقی در غم ، عشق تو ته نشینه

به
ساحلم رسیدی ، رفتی وفات همینه

شکستی
عهد عشقت ، با حرفی عاشقونه

دریدی
قلبِ نازم ، با خنجرِ زمونه

دلم
همیشه گیره ، در عشق تو اسیره

نگفتی
یاوری هست ، دست منو می گیره

برو هرگز
نمی خوام ، دست تو رو بگیرم

با در
د بی وفایی ، در غربتت بمیرم

برو
فراموشم کن ، همیشه از وجودت

برام
سعادت اینه ، زندگی در نبودت

من و
ستاره یِ بخت ، در آسمونِ فردا

کشیده
خطِ عشقُ ، رویِ تمومِ ابرا

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 01/03/1391

/ 0 نظر / 2 بازدید