سفر عشق

 

با کبوتر سفری را ، در فضایِ آسمانی

دور گشتم همه عالم ، با همایِ زندگانی

یک نفس بال پران ، در آسمانِ بیکران

ثبت شد خاطره ها ، در یادمانِ شوکران

دل گذشت از رودها  ، دریا و کوههایِ عجیب

مست شد حس و خیالم ، از نما هایِ غریب

آسمان با ابر و باران ، نم نم مه در وجود

قطره های شبنم دل ، زد کمانی در فرود

با رخش شب خواب رفت ، از آن جمالِ ماهتاب

خورشید در بیداری خُفت ، از آن کمالِ آفتاب

رنگ دریا سبز شد ، با دیدن ژرفایِ آن

موج زد بر ساحل از ، تابیدن زیبایِ آن

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 01/01/1391

/ 0 نظر / 3 بازدید