دوبیتی حس جوانی

دوبیتی حس جوانی

خوشا روزی به ایام جوانی

گذر کردم زمانم ناگهانی

جفا باریده بر دل درد و وحشت

خیالم خواب دیده شادمانی

***

دلم در تور درباری گرفتار

به فرمانش صدا الوده بسیار

نه خشکی جای خوشحالی نه در آب

نه سالم زندگی کرده نه بیمار

***

خوش آمد ماه طنازان خوشامد

سحرگاهان به همازان خوشامد

نرو هرگز بمان در دیدگانم

اگر رفتی نم و باران خوشامد

***

خدایا من چرا باید بنالم

به غم آلوده شد فکر و خیالم

خدا ترس و خدایار و خدادوست

چرا کوتاه کردی پر وبالم

***

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 13/12/1393

/ 0 نظر / 6 بازدید