پادشاه عشق

 

تو برو تنهای تنها ، دیگه آرزویی نمونده

شعله ی سرخِ دلم رو ، همه پل ها رو سوزونده

***

دیگه پادشاهِ عشقم ، طاقتِ دیدن نداره

همه جا ابرش گرفته ، چشم باریدن نداره

***

وعده ی دیدار پایان ، خط زدم از سرنوشتم

می مونم رو موج دریا ، بی تو ای باغِ بهشتم

***

داد و فریادم تمومه ، حسِ این دوری کشیده

واسه زنده بودنِ من ، اشکِ دل زوری ندیده

***

بی خبر میرم تماشا ، به دیارِ بی پناهم

ای خدا من و نبینی ، می دونی خسته تو راهم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 27/09/1392

 

/ 0 نظر / 2 بازدید