غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

نگاه سمیه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠
 

 

منتظرت بودم و نیامدی

دنبالت گشتم و پر پر شدی

به کویت رسیدم خسته ام از زندگی

 صدای نفست شنیدم

به دنبالت دویدم

ناگهان چنین دیدم

در قفسی اهنین

با نرده های فولادین

به سویت شتافتم

مویرگهای دلم نرده را برید

ازادت کردم

لمست کردم

خیلی مهربونی

اشکم برویت افتاد

به هوش که امدی

گفتی

از تنهایی بدرم کن

تنهام نذار

من و به دیار باغ های زیبا ببر

با لبخند اومدیم

وبا شوق سوار قطار عشق شدیم

عشق بی پرده

عشقی پاک و اراسته به جنون

طی سفر به اهنگ دلت گوش دادم

خیلی برایم اشناست

شاید دنیای دیگر بودیم

از قطار در امدیم

در بهشت عشق کنار گلزاری ایستادیم

فقط با نگاه و تبسم

تشنه ی نسیمت شدم

عطر بدنت نفس دلم شد

ناگاه علف ها قد علم کردند

دور خود پیچیدند

هیاهو کردند

گلها و درختها

رودها و غنچه ها

متوجه وجود ما

در گلزارهای نا اشنا

و نگاه زیرکانه ات

دور ما شد مزار

ناز بودی و ناز پرورده

نزدیکت شدم

کلاغی بیامد و قار قار

با نگاهت دور شد

به هم خیره شدیم

به درون هم سفر کردیم

همچون سرعت نور

لحظه ای گشت زدیم

تا به هوش امده ایم

فهمیدیم

یک سال ایستاده ایم

و دور تا دورمان مزار

اب حیات از چشم یار

دست به دست دادیم

و راهی شهر عشق شدیم

عشق ان دیار

با بود ما شد مزار

مزار جویندگان و پرپر شدگان

در بهترین جایگاه بهشتیان