غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

محاوره ی دو یار
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠
 

 

محاوره ی دو یار (1)

دردی مهیب قلب مرا می سوزاند

او از من دور گشته

مرا در گوشه ای شکسته رها کرده

قلبی پر از اندوه و غم الود

از فراق یار

قلبی پر از آشوب و سراسیمه

در گوشه ای از اتاق عشق خزیدم

غم دوریدرد را به چشمانم رسانده

حلقه های اشک یکی پس از دیگری

از گونه هایم می بارید

غمی جانسوز اشک هم ترمیمش نمی کند

قلب کوچک من طاقت جدایی ندارد

چشمان بی روح من

از اشک و ناله های شبانه

کم سو شده اند

اندوه مرا در بر گرفته

درد مرا رها نمی کند

شانه هایم خمیده از روزگار

گاه در رویا می روم

گاه می خندم

گاه می گریم

گاه هستم گاه نیستم

پری چهره از دور نزدیکم می شود

چشمانم خیره به او بی کلام می نگرد

اری من او را می شناسم

بی انکه او را دیده باشم

دیگر چشمانم نمی گریند

شادی عجیبی مرا در گرفته

اندامم بی حرکت

فقط طپش قلب را می شنوم

سروده فریال منصوری و جاسم ثعلبی

 

 

 

 

 

 

 

محاوره دو یار (2)

سلام بی کلام مرا به خاطر بسپارید

من همان اشکم

همان اشباح

که روز و شب در کنارت لنگر انداخته ام

من همانم

مانند قفسه ی سینه از قلبت پاسداری کردم

من همانم

من زنده ام

من درک کن

مثل یه لبه ی تیغ نازکم

خیلی نازکتر

لبه ی تیغی که با پای اهریمنت بارها شکسته ای

من همانم

موجودی غم کشیده

یه ذره محبت ندیدی و نچشیده

دوست دارم همه در قلبم باشند