غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

سایه به سایه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ دی ۱۳٩٢
 

 

مثل کبوتر خوشگل و شیرین ، تو نادری داشته قدم می زد

عطرِ لباسش در هوا پیچید ، بوی گلابش بر تنم می زد

***

تو شهرِ گرمایی و این سرما ، نم نم بارون درد و سر کرده

اهواز ما شهر تمنّا شد ، پل هوایی مویی فر کرده

***

دنبالم اومد با دلی سنگین ، با هر قدم هاش دل فرو می ریخت

چرا نمی دونم چه دردی داشت ، کیف و کتابش به تنم آویخت

***

با این خجالت ها دلم لرزوند ، آب از جبینم ریزشی کرده

پاهای من چوبی شدن انگار ، طناب  غفلت پیچشی کرده

***

فک می کنم جنگ  ثریا شد ، همه  من و اینجوری می بینند

خانم برو دست از سرم بردار ، بازاریا صد صحنه می چینند

***

سایه به سایه  رفته با  دنیام ، ترسی نداره از گرفتاری

صبر و حیام آتش زده انگار ، حس می کنم اژیر بیماری

***

خندیدم و نیم نگاهی کرد ، گفت تو شادی یا پریشونی

ترمز پایم غافل از تو نیست ، یه لحظه با نگاهت شدم زندونی

***

از حادثه تو کوچه در رفتم ، باز به تنم چسبیده چون ماری

با مست زوری قلب من سنگین ، رگ می برم از عشق سرکاری

***

یه کاغذی در جیب من انداخت ، با بی خیالی راه گم کردم

زخم نگاهش خاطراتم موند ، تا بی نهایت خسته و سردم

***

رفت ولی تو دل صدایش هست ، شبا نمی خوابم از این فریاد

همیشه آهنگش برام نو  بود، یه یادگاری تو دلم سر داد

***

جاسم ثعلبی (حسّانی)  20/10/1392