غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

باران عشق
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠
 

 

باران همچو اشک از گونه هایم لغزید

لغزشی بی رحمانه

از دور دست ها

دیگر او را کنار خود نیافتم

اری او رفته بود

رفتن بی برگشت

من ماندم و دیوارها ی سرد و خموش

که از هر سو مرا به خود می فشارند

قلب تنهای من ماند وچشم های غم بارم

در صدایم غم فریاد می کشید

فریادی مرگبار

بی صداتر از فریاد

چشم هایم نیمه جان برساحل قلبش نشست

ساحلی پر خروش و متلاطم

هر موجش شلاق وار بر جسم من می کوبید

قلب من قبرستان چشم های او شده بود

هر گز از فشار عشقش ننالیدم

دوست داشتم هم وغمش بر دوشم بار بزنم

او خوش و سرحال

. من سرکشش بودم

نمی دانست که در قلب من است

ولی می دانم در خواب وخیالم

اسوده باش ای گل بی خوارم

هر کجا باشی

همیشه در حسرت داشتنت به تو می مگریستم ای زیبا ترین مخلوق خاکی

سروده فریال منصوری و جاسم ثعلبی