غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

کلاغ دم سیاه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠
 

بین خواب و بیداری

در سپیده ی صبح بهاری

عندلیبی پر پر کنان

بالای صخره ی زمان

گوشم به نجوایش بود

صدای بسیار دلنشینی دارد

بالای یکی از درختهای باغمان

باغی که درخت انگور روی گلها پیچ خورده است

با صدایش سفری رفته ام

سفری به درون دلها

به دل آسمانها

به قعر دریاها

به ته زمین

با تبسم موج دریا شاد

و با صدای وزوز بادها فریاد

شبحی از دور مشهود

کلاغی بود و معبود

کلاغی خوش خبر

با دم سیاهش اشاره

با غار غار کردنش صحبت

مرکبش غرق

و با زبان بی زبانی گفت

به کجا شتابانی ای رفیق

گفتم دنبال عجایب

گفت خودت گم گشته ای

برگرد عجایب همه جا هست

هر شهری هر دیاری

اسمان و زمینت

دریای امینت

همه معجزه است

جل الخالق

پرخاش کرد

با صدایش بیدار شدم

تا چشم گشودم

به آسمان

رنگین کمان سایه زده

در درونش ابرها غلتیده

برف و باران چون در چسبیده

الهی این جمال از زینت وجودت تابیده

خدایا راه صراط از دغل ها شوریده

دلهای ما را به وصال تو کشانیده

از لطف رحمتت محروم نگردیده

ما را در جنت فردوس رهاییده

الهی خواب و بیداری عشق است

و خوراک و پوشاک مشق است

و عیش و نوش مشک است

پر وخالی بودنش هیچ است

اصل ذات وجود ت که در درون رازهاست شرط است