غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

باغِ غم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٢
 

باغِ غم
نمی دونم چی شدم وقتِ ســحر
دلِ من می پیچه و شور می زنه
خواب وحشت قلبمُ  دیونه کرد
روی اعصابِ سرم زور می زنــــه
***
پا شدم تو باغِ غم قـــــــدم زدم
روی شاخه هاش هزار خاری دیدم
قسمتم می چرخه با دورِ زمــان
لبُ بستم روز و شب زاری دیدم
***
شب که میشه تار می بینه چشام
باز مهمونه دلم تو چاهِ فــــــــکر
خسته میشه دستم از مهر و نماز
می شمارم دانه با تسبیح و ذکر
***
دور نشو ازم همش به یادتــــم
می بینم سرابِ تو پشتِ ســرم
تو سکوتِ سردِ دردِ الــــتهاب
عاشقونه با دلت حرف می زنم
***
جسم من سالم و هیچ دردی نداشت
درد و زارم از جفایِ عهد توســـــت
بی خیالی از فریبِ روزگـــــــــار
اونی که دلم شکسته رعد توسـت
***
گرد و بادت اومده فصلِ بهــــار
وقتی من تو باغِ گلها مهمونــم
دودِ تو هر دو چشام رو کور کرد
وسطِ آتیش قهرت زندونــــم
***

دور نشو ازم همش به یادتـــم
می بینم سرابِ تو پشتِ ســرم
تو سکوتِ سردِ دردِ التــــهاب
عاشقونه با دلت حرف می زنم
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 07/03/1392