غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

شوق درس
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠
 

 

در یک کلبه ی خراب در یک وقتی از زمان.

سال شروع درس بود. سال اول مهر هفتاد بود.

چندین فرشته ی قشنگ با چهره های شاد و خندان ما را خوشامد می گفتند.

کلاس قبل ازین تاریک بود.

از محبت امروز نور باران شد.

میزها در سه ردیف . بلبلان در کلاس نوحه ی پیروزی می خواندند.

صدای دلنشین آنها محیط مدرسه را فرا گرفته .

همچون پرنده های کوچک به انتظار صید پدر و مادر ماندند.

ناگهان کلاس شور دیگری به خود گرفت.

با یک صدای بلند و هم آهنگ الصلوات کلیدور مدرسه را زینت بخشیده .

هر کدام قصه ای می گفت.

دردها فراوان.

لحظه ها گذران.

یکی از سفر و دیگری از خنده و آخری از روزگار می گویند.

کاشکی تا آخر همانجا می ماندم .

آنجا بهترین خاطره است.

خاطره بین جوانی و پیری.

هر معلمی آن را حس می کرد.

 

فرشته ها همه شادند.

چه ساده دل بودند.

چه مهربان.

آنها را همیشه تخیل می کردم.

روز شوق درس بود.

ای کاش حوصله داشتم که همه حرفهایشان را گوش می کردم.

ای کاش دلی بزرگتر داشتم.

گر عمری باقیست محبت های آنها را جبران کنم.

ای کاش از من آزرده نشدند.

آنها میوه ی بهشتی هستند.

بس مسئولیتی بزرگ .

کاش معلم در حق این فرشته ها به دل نگیرد .

از شور و شوق کلاس .در شور و شوق من است .

ای آینده ی وطنم .

دوستان دارم.