غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

در سبزه زار خانه ی ما
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠
 

 

در سبزه زار خانه ی ما چه گلهای رنگارنگ روییده است.

انهار چون رگهای بدن تمام منطقه را دور زده است.

آنجا با صفاست.

ایجا جای بقاست.

درختان گوناگون با برگهای زیبا خود بر عموم سایه افکنده.

بهشت آنجاست.

ای روزگار میوه ها و سبزی های منطقه بوی ریحان و زعفران به صحرای خود بوی بهشت می دهد.

آنجا موطن ماست.

ناگهان طائری بیامد و تمام پرنده ها را دعوت به کوچ کرد.

پرندگان کوچیدند.

سبزه ها خشک گردید.

درختان با بهار وداع کردند.

ندانستیم اینجا چه خبر است.

توپها دور تا دور منطقه را عصاره کردند.

مردم بی گناه همچون برگهای درختانمان در پاییز یکی یکی به زمین می افتاد وسبزه زار را وداع می کرد.

 

 

این دشمن چه خطای بزرگی مرتکب شده است.

چه جنایت بزرگی .

شهرها ویران نمود.

روستاها نابود کرد.

مردمان بی آزار روستایی را تار و مار کرد.

مزارع در آتش دشمن سوخت.

راه ناپدید شد.

عده ی کثیری روز قیامت را تخیل نمودند.

عده ای انتظار فرج می کردند.

که باز جز او کسی نداریم.

او یار و یاور ماست.

او ما را به دیار خود باز می گرداند.

ما در سایه ی اسلام آنجا آباد خواهیم کرد.

سبزه ها را چنان میکاریم.

درختان را می نشانیم.

بذر ها می پاشیم.

کاشانه ها را می سازیم.

ما باز خواهیم گشت.

ما چنین روزی را از یاد نخواهیم برد.

 

 

بچه هایمان در دلشان ثبت خواهند کرد.

ما دو باره سبزه زار خانه ی ما را احیا خواهیم نمود.

وفرعون و فرعونیان ذلیل و خوار خواهند شد.

و همچون گلهای زیبایمان پژمرده خواهند شد.

آباد آباد آباد خواهیم کرد.

ای سبزه زار خانه ی ما .

ما تو را آباد خواهیم کرد.