غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

کوچ پرنده ها
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠
 

 

   اومدی

 در کنارم نشستی

   نوازشت دادم

   گیره ی سرت باز است

 موهای سرت ازاد

   ناگاه صدای یک نفس از درونت شنیدم

 صدای ناله و فریاد دلت بود

 میگفت ازادم کن

 دورتادورم نرده های اهنی

 ایستادم و به سویش شتافتم

 میله های زندان را شکستم

  گریه کردم

 از خوشحالی

 در جایش گذاستم

   بعد ندایی از اطراف مرا کشانید

  با دو دستم

 یواش لمس کردم

     اب از چشمشان امد

 انها را بوسیدم

  بعدحرکتی را از نزدیک جلب نظرم شد

 خدایا صدای کیست

 ان صدای کسی است که در سه سال به راحتی اب حیات نخورده

 و برگ و غنچه نداشته

 و از تشنگی ریشه هایش سست شده

 امدم و بر سر دارش نشستم

      اشک از چشم افتاد

 با یه اشک تنومند شد

دستی به سرش کشیدم

 موهای ژولیده داره

  : خلاصه بیدارش کردم

 گفتم اینجا دیگه بهشت است

 و این هم میوه های ان

 هر چه هوس کردی بردار

 همه مال خودت هست

 از انگور تا توت تا موز

   با ندایم زنده شد و گفت

 من هم همراهت میام

 به دیار موزهای بلند و لذیذ

 به دیار باغ های زیبایی

 او را کشاندم

 و در جایی گذاشتم

 و برگشتم

 محبوبم را دیدم

 که از خواب زیبایی بیدار شده است

 از او برسیدم

 توی    گفت اری منم

 منی که با تو من ها می شویم

 دنبالت گشتم

 و دنبالم  بودی

 چون سایه

 او بیدار شده است از خواب پریشانی

 اسمش گفتم

 با ان لبخند دلفریبش گفت

 سمیه

 او را شناختم

 مثل اینکه ان را

 در دنیای دیگر دیده بودم

 دلها اشنا

 و جسمها خوشحال

 بغلش کردم

 یه لحظه نگذشت که

 ساقه ی گلی پر پر شده از زمین قد علم کرده

و چندین ساقه د یگر به دنبال ان

 تا بیدارش کردم

 و با اسم صداش کردم

 سمیه هم متوجه شد که در خونه ای از سبزه زار قرار گرفتیم

 و ساقه های گلها برایمان تخت

 او را در مامن بغل کردم

 هم دلش ناز بود و همه جاش اشناست

  خواستم جرعه ای بکشم

و از نفسش بخورم

 لیک کلاغی امد و غار غار کرد

 سر بالا بردم

 تا با نگاهی تیز او را دور کردم

  و هر دو بیهوش شدیم

 تا ساعتی بعد که بیدار شدیم

 فهمیدیم بوسه ما یک سال طول کشید

 دست به دست دادیم و راهی زندگی عشق شدیم