غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

جنگِ طف 15 آتش زدنِ خیمه ها تو سط لشکر یزید
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱
 


 

یزله ی شادی به خوبی آمده ، با صدایِ پای کوبی آمـــــــــــــــــــده

تیز رو  تابیده آن
اسبِ حسین ، شیهه می زد در فضایِ مخلصین

نزدِ زینب رفت و اشکایش فتاد ، خبری از جبهه در قلبش نهاد

داد زد زینب حسین جانم کجاست ، اسبِ داداشی بگو دل در فناســـــت

دستِ خود بر زین نمود بهرِ وصال ، لا به لایِ تپه ها گشت
این  جمال

حورا می گرید و می نالد خدا ، وقتی دیده جثه اش  از  سر جـــــدا

لعنتی ها سر حسین را برده اند ، بهرِ ابن ازیاد دعوت خوانده
انـــــد

گریه زاری در مسیرِ مطلعش ، همه جا پر خون گشته مصرعش

کوفیان شادابِ پیروزی شدند ، زینبان با ناله خود سوزی شدند

بست چشمانِ سفر کرده درود ، از خیمه گاه فواره شد آتش و دود

تا  رسیده در کنارِ
خیمه گاه ، دید آتش می گشاید پرتگــــــــــــاه

قوم بد کرده ستم بارِ یزید ، مزه ی تلخی به زینب ها چشــــــــید

اطفالِ مسلم از لهیبِ روزگار ، پای بگشوده به راهی در فرار

هر کدام در سرزمینی پا نهاد ، موجِ دیدِ کفر بر ساحل گشاد

یکایک در زیر سم ها له شدند ، در غروبِ آفتابی مه شدند

دو تا از فرزندِ زینب ناپدید ، وقتِ آتش زدنِ خیمه شنیــــد

یک طرف هلهله شاد و رقص بود ، یک طرف ناله و فریادی گشود

زنجیر بستند عابدانِ جاودان ، در سفر رفتند به شامِ
دشمــــــــــنان

 

جاسم ثعلبی (حسّانـــــــــــــــــی ) 08/09/1391

منتظر سروده ی بعدی جنگ طف 16 شامِ غریبان