غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

سنگ باران
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱
 

 

رفتی خونه ی خدا خوشا به حالـــــت

دل غریبه چرا با خودت نبـــــــردی

مونده بوده قاب عکست توی دســتم

دل به تنهایی سپردن این چــه دردی

***

ذوق کردی کعبه ی خدا قـشنگِ

از همه جا زایران طوّاف کـــردن

چه سفید پوش شدی لباس احرام

چو فرشتگان به دل اشراف کردی

***

تو هوای عاشقی نقاب و بـــردار

آسمونی صاف و دلها سر مزارن

همه با هم کنج مسجد النبی رو

سر تصویرِ دل و جان می نگارن

***

حاج خانم دیدی اون صفا و مـــروه

چه سعادتی خدا  که
به تو بخشــید

سنگ بارون شیاطین ســــفر رو

با نگاهِ گرم تونم نمی باریــــــد

***

دور تا دور حرم نقاشی کـــــردن

با عبادت و درود و هر ســــرودی

با خدا راز و نیازی گفته قلبــــت

دل مراد تو گرفتی خیلــی زودی

***

دل گرفته چونکه رفتی بی خبر

غیر از این آسودگی حجت قبولِ

واقعا بگو هدف عبادتی بـــود

یا به خاطر گردش و جمع پولِ

***

یه حدیثی دل شنید از مردِ صادق

سالی رفتم کعبه رو ثوابی چیــدم

غیر من با شترو علی بن یقطیــن

توی خونه ی خدا کسی ندیـدم

***

چشم پوشی کن برو نیت کن امروز

خاطرات خیلی بد در مکه بستـــــی

خسته ای از این سفر بی من و تنها

جامِ زرینِ دلم 
یکجا شکســــــتی

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 
09/08/1391