غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

مارِ زنگی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱
 

 

درد دارم وسطِ قلبم پر از زخــــــم

حرفِ ناجورت کشیده خونریـــــزی

خودت می دونی دلِ خانت ظریــفِ

کشتی اون روحیه شُ با دل ستیزی

***

همه می پرسن چرا فریادت امـــــــروز

بعد از این عمری که تو طی کرده بودی

سالها در لاکِ خود خوابیدی در غـــم

وقتِ پیری که رسیدی دل ربــــــودی

***

باز هم تهمت زدن قبله ی حــــق رو

با سبک بالی پرندم واژگون شــــــــد

پاک بوده آسمونش آبی و ســــــــرد

توی جشنِ بهترین ها سر نگون شـــد

***

چه کنم با این زمونه بی وفـــــــــا رو

با تملّق کاشت قلبم روی سنگـــــــی

ریشه ام فریاد زد بر دلِ کوهـــــــها

چون گذشتم نیش خورد از مارِ زنگــی

***

برگ سبزم باد برده در مسیـــــرت

روی خاکت جاری شد اشکِ تبســّم

لذتِ دیدن برات عشق و کنایـــــه

ذره دلسوزی نداری با ترحّــــــم

***

تو پرستو کوچ کرده می بینـــم

همش بدحالی دردِ خاطـــــرات

روزگاری سر تو بالای مــــوج

ساعتی زیر خروشِ غصه هات

***

پای تو می لرزه دیوارم بتـــــــون

دل که تقصیری نداره رنگِ سیــب

با همه آهنگِ تو رقصـــــیده دل

آخرش عکست شده قابش فریب

***

پلک چشمم بسته راهِ عشق پیــر

خسته شد از اون نگــاه ِ دور دور

تو برو با شیطنت بشکــن بــزن

برفِ عشقم آب شد از حرفِ زور

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 08/08/1391