غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

نهنگ گشنه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ۱۳٩۱
 


 

یه
روزی دلم هوس کرده سفــــــر

بی
بهانه دل به یادت رفته اســــت

چی
میگم که تو با من همراه بشی

سیاه
پوشم دل و جانم مرده اســت

***

اومدی
با نا له و غصه و غـــــــم

حدس تو
عروسی و گشتن نبــود

فکر
نکردی یه بهانه واسه عشق

با کلک
تو را کشیدم خیلـی زود

***

گفتمت
نخند دلم اسیر درد

اومدی
با من یه درد دل کنی

ببینی
دریا و ساحل موج آب

غم و
تنهایی و غصه ول کنی

***

صدای
سریع بادِ خیلی تنـــــــــد

با
تمنّا هم مسیرش ســــــر زدی

من و
موسیقی و عشقم در کــــنار

خیلی
خوشحالم که پیشم اومدی

***

پا
برهنه روی شن های نجیـــــــب

هم نفس
همسایه ی دریا شدیـــــم

رو
همون صخره ی خوابیده تو موج

با یه
قصه درِ شادی ها  زدیــــــــم

***

هم
نوایی کردی با اون ا لتــماس

توی
دریا ترس دارم از ســراب

جامه ی
شنا رو پوشیده دلــــــم

دست تو
گرفتم و رفتم تـو آب

***

تا گلو
ها نمی دریا رسیــــــــــــد

اصرار
کردی باز هم بریم وســــط

دل
شکستی گوش کردم حرف تو

نمی
دونستم رسیدم لب خـــــط

***

ناگهانی
یه نهنگِ خشمگیــــن

تو رو
با نعره گرفته بی صــــدا

خون تو
پاشیده رو آبای شـــور

چه کنم
در این نمایش ای خدا

***

دست تو
محکم گرفتم زیــر آب

یا علی
گفتم و عشقت خونده ام

با خدا
خدای گفتن ها چــه زود

تو رو
از دندون گشنه بـرده ام

***

ترس و
وحشت تو رخت ظاهر شده

با بغل
گرفتن آروم شـــــــــــدی

دیدی
که تو سختی ها همراهتـــــم

اگه تو
جایم بودی دست می زدی

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 10/07/1391