غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

عقربِ دم سیاه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱
 


 

چی شده
یه دفعه مهربون شــــدی

تیز
کردی تیغِ دردِ سرنوشـــــــت

بی طمع
نبوده این سلام تـــــــــــو

روی
صفحه ی دلم با خون نوشت

***

مثلِ
فیلمِ مستند خوندم تو رو

خوبی و
بدی زیبا یــادم دادی

می
بینم آسونه حرفای دلــت

توی
شهر قصه ها یا در شادی

***

عادتم
دادی به درس و مدرسه

تو
کلاس مشق تو قلم شــــدم

سوختی
محبت و صفـــای دل

توی
دریای غمت بلم شـــدم

***

تا کجا
بگو که همراهت باشـــم

حرف دل
ندارم و دل میمیــــره

چسب بر
لبهام زدی از همه جا

دلم در
کلبه ی عشقت اسیــره

***

گول
خوردم ای خدا چیکار کنـــم

راه
برگشتی ندارم مین داشـــــت

اون
جلو عقربِ دم سیاهِ گــــــور

پشت سر
ماریِ زهر آگین داشت

***

بار ها
تو فکر آینده بـــــودم

نمی
دونستم تو ما لکم بشــی

باختم
دار و ندارم زیر پـــات

آخرش
با خنده دلقکم شدی

***

هم
زبونت هم نگاهــت نیش زد

بارها
افتــــــــــاده ام در راز دل

آخه
مثلِ تو هزاران غنچه هست

یاد
گیر اخلاقِ پـــــــر آوازِ دل

***

من از
این رفتارِ تو خسته شدم

دل بکن
از قصه ها وقت نمـــاز

این
همه آدم جلا دادن خـــطا

قصر
شیشه ساحلِ دریا بساز

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 09/07/1391