غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

مردودی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱
 

 

پاشو
،پاشو ، وقت درس و مدرسه ، مدّتی تو خونه استراحتـی

فصل
سرما رد شده پاییز رسید ، برگش افتاده درختت مدتّی

***

یادم
اومدی کلاسم پارسال ، درس میدم تو حواست غـــــــم  شده

گفتمت
خانم چی شد راستش بگو ، ساکتی عشق تو دلت محرم شده

***

زنگ تفریح همه جیغ و سر حال ، تو همش خوابی رو میزِ آتیشت

وقتی
دیدم اون چشای لاله گون ، زنگ زدم خونه ولی اومد پیشـت

***

ناله
کردِ مادرت پیشِ خدا ، که چرا تو خونه مثل دیوونــــــــــــــه

نه غذا
می خوری نه تفریح و خواب ، چونکه یارت جایِ دیگه مهمونه

***

با یه
فرمی تو رو دادم یه طبیب ، ساکتی از ترس کم بهبود شـــدی

هر چه
میگن تو همون اشکِ غریب ، ریختی بر سایبون رودی شدی

***

باز
گشتی یه صنم به فکر یار ، همه با مهر قبول خوشحال شدن

با
عذابِ باد رفته تا کنون ، تو که مردود و چشات بد حال شدن

***

مثل
کبکی ترک کردی مدرسه ،ولی دردت در دلم جیحون شده

شب و
روزم تو شدی ذکر نماز ، قهر و فکرت تو تنم مهمون شده

***

زنگ
زدم خونه بپرسم حالِ تو ، مادرت خندید و گفت ای سرورم

خواب
مونده روی تختِ زندگی ، بی خیالِ همه چیز شد دختـــرم

***

باشه
برگرد به کلاس شرطی داره ، درس یا عشق و وصال همسفر

تا
بیندیشی تو حل مسئله ، دل ببند به زندگی بارِ دیگـــــــــــــر

***

تو نمی
دونی دلم چه غم کشید ، تا تو رو از بردگی نجات دادم

پشت هر
نمازِ واجب مستحب ، با خدایم  بارها صـــــدات
دادم

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی)30/06/1391