غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

دارکوب
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱
 

 

دارکوبِ
تنه ی درخت من ، سوراخ کردی دلم با منقارِ تو

یادته
زمانی حامیِ تو ام ، شاد میشه دلم با دیدارِ تــــــــو

***

چی شده
یه دفعه دشمنم شدی ، زهرِ مارت کوفتی با درد و غــم

خونِ
جوشیده زبطن خوش نوا ، اشکِ غمخواری شدم همدردِ سم

***

از
فغانم تو گذر کردی عجیب ، ساختی لانه ی عشقِ زندگـــی

توی دل
هوایِ مطبوع تو هست ، خسته ام از طبعِ خوب ِسادگی

***

بی خیالی از همه درد و نحیب ، قیدِ بی رحمـــــی در آزارم زدی

روز ها
خوابی و شب ها نقشه کش ، ساختی با غصه هایم معبدی

***

انباشتی
در کاسه ای خوب و بدم ، مثل یه خمیری دست تو شــــدم

دل
بخواهی گرگ می سازی و غول ، اینقدر در ذاتِ دردت نو شـدم

***

دست
بردار از خطاهایِ زمان ، ماشه ی هفت تیر به آسونی نکش

اگه
کُشتی این دلِ محزونِ پیر ، در قیامت طالبِ عدلی دلــــــش

***

تیر
وشمشیر و تفنگ وعقلِ تو ، یه دلِ آسوده رو سازش نکرد

تو چه
انسانی که با تو مبتلا ، جان و مال و عزتت نازش نکـــرد

***

خسته
شد محراب عشقم از سجود ، جایِ پایت آهی در اون ساخته

ریسمان
و اون عنانت رو بکش ، چونکه جون از ماتمت دل باخــــته

***

مژده
ای دل اون شده قصاب تو ، چهار پایه نصب کرده هم زمان

سر
بریدن پوست کندن کافی نیست ، مثل هندو آتشش وردِ زبان

***

دل بکن
جانا از عشق و عاشقی ، این زمونه می دونی وفا کـــــــــــمِ

چشم و
جان رو هم اگه جا میذاری ، جنگِ اعصاب و غروب و ماتـــمِ

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 29/06/1391