غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

با من بساز
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱
 


 

اگه تو
یه لحظه هم غافل بشــی

شب که
بیداره چراغش تا سحر

ماه
لبخندی زد و آهی کشیـــد

از عشق
خاموش دلت دادِ نظـر

***

یه
غزال از کویِ تـــــــو دوان دوان

اومده به دیدنِ دلهایِ پـــــــــــاک

رنگِ
خوشبختی رسیدِ توو دیـــــار

کف زدن
با دیدنت تل های خــاک

***

تشنه
هستی  شاد بودی تو سفــر

با
زلالیِ یه رودی جرعه کـــــن

قطره
قطره می چکد تو قلب تــو

بین من
با روزگارت قرعه کـن

***

دل بنوش
از آبِ چشمه ی خنک

زاگرس
مادرِ این دشت بـــزرگ

رود دز
کرخه و کارون وسیــــع

شیر
نوشیدِ به ما بی آن و گرگ

***

همه
مستیم از صفایِ دیدنــــــــت

ای
پرنده ی مهاجر پر بـــــــــزن

تو
خودت مستی و من جام شـراب

با
همون نشعه بیا و سر بــــــزن

***

چشم دل
خاموش شدِ از این فــراغ

آب داغ
رو گونه هام جاری شــــدِ

تو یه
سنگی درک کن اون خاطرات

رویِ
قلبم عشق  تو  خاری شــــدِ

***

رو دلم
میخی زدِ اسرارِ  عشــــــــق

از نحیبش
رعد و برق دیوونه شــــد

اشک
دوریت و چشیدم شب و روز

مِی
شدِ با سیل  غم بابونه شـــــد

***

ناب
عشقی بی قرارم کردی تـــو

در
عبادت چپ شدِ رکن نمــــاز

رو به
قبله قلب من تـــــاول زدِ

دل
ربودی ای ثمر با من بســاز

***

جاسم ثعلبی
(حسّانی) 09/06/1391