غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

من و ببخش
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱
 


 

قول دادم
بیام در جشن و ســرور

خرقه می
مالم به اشکِ قهر تــو

ای غزال
تیز رو من و ببخــــش

عذر
خواهی می کنم از شهر تــو

***

گفته
بودم پا پیاده در مســـیر

گر چه
ماشینی نباشد می روم

آسمون
بازم بشه  آتشفشـــان

روی ذوبِ
پر گدازه مـی دوم

***

گفته
بودم جشن تو راس الامور

قول دادم
فرصت دیدن رواست

لیک با
اون خود فریبی های تو

نمیام
پیشت اگر بر تن دواست

***

یافتم
زنجیر درد فتنــــــــه ها

ضربه ای
زد بر دلم کبود شــده

با صدای
غرشِ آژیر غـــــــم

رنگِ
عشقم تو دلت نابود شـده

***

بارها تو رو با چــــــرخِ روزگار

با ظرافت
آزمایش کـــــرده ام

فک کنم
جایِ دیگه دل داده ای

در طنینِ
این نمایش خـونده ام

***

تو یه
خورشید پر نور و بی رقیب

من یه
ماهم به تو هم وابستـه ام

اگر نورِ
عشقِ تو مسـت و فریب

در
درخششم شبا شکستـــه ام

***

می دونم
اگر نیام تــــــــو زنده ای

مردنت
روزی که جان دادم دگـــر

ظاهرت
جانا که خیلی بـــــی خیال

باطنت که
چشم و دل دوختی به در

***

نمیام به
شهر تو بازم میگـــــم

درک کن
این مشکلِ سنگینِ من

چقد گل
تو باغچمون شکوفه زد

شاهدش
فرشته ی غمگین مـن

***

با تو
هستم تا ابد مهرت بــــه دل

عاشقم از
دور می بوســــم لبــات

حسِ عشق
و عاشقی داری گلـــم

بی خبر
بپرس از اون اشکِ چشات

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی)

06/06/1391