غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

پرنده ی مهاجر
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ تیر ۱۳٩۱
 

 

روزِ اول به تو گفتم ، همه چی یادت میاد؟

دردم و با خون نوشتم ، ندیدی، خیلی زیاد؟

 

به تو گفتم من همینم ، در کنارت می مونـم

من اسیر روزگارم ، توو دیارت مهمونـــــــم

 

 دلمُ با خنده هات  ، کاشتی تویِ گلدونــــت

وعده ها دادی عزیزم ، منتظرم توو ایونــــت

 

بارها خوندی دلم رو ، اومده دیدارِ تــــــــو

با چه سختی ها رسیده ، خسته شد از کارِ تو

 

برگشتم و عطرِ جدایی ، تار کرده آسمونـــــم

بارش اشک و غریبی ، مونسی گشته توو جونم

 

بارها داد زدم و تو ، آهِ فریادم شنیـــــدی

دل به دریاها سپردم ، مگه شادیمُ ندیدی

 

اومدی با صد بهونه ، خوندی از عشق و وفایم

با همون لبخندِ تلخت ، کشتی  دردِ لحظه هایم

 

در یه جایی زنده بودی ، نزد خویشانت اسیری

بی پناهی تو کشیدم ، من نباشم تو می میـــری

 

حالا که خاطره ها رو ، به فراموشی سپردی

نور مهتاب چشامُ  ، رو
به خاموشی کشوندی

تو همونی که درونِ ، دردِ من آهی کشیدی

چی شده طناب عشقم ، ناگهانی تو بریــدی

 

ببینم می تونی با من ، توو سفر همراه باشـی

توو نشیب زندگیمون ، بی خطر در راه باشی

 

دیدی این دور و زمونه ، بی وفایی ها چو  باده

رسمِ عشق و عاشقی ها ، با جدایی ها زیـــاده

 

ای پرنده ی مهاجر ، پر زدی تویِ ترانـــــــه

اشک و غم هاتُ نریزی ، تویِ قلبم بی بهانه

 

توو این سکوتِ نیمه شب ، دل غرقِ اشک تو شده

غروب زرد آسمون ، زیور عشقِ تو  شــــــــــــــده

با اون همه قول و قرار ، حاضری با من بمونی

توو جشنِ آرزوی من ، سرودِ شادی بخونــی

 

بارها گفتی به من از عشقِ تو پشیمونــــــم

می تونی باور کنی ،یه عمری رو تو زندونم

 

اون پشیمونی عزیزم توو دلم جا نداره

مثِ تو ، توو زندگیم یرنگ زیبا نــداره

 

اگه دوسم نداری برو خدا به همراهت

منم خدایی دارمُ ، دلم پرید از نگاهـت

 

جاسم ثعلبی 31/03/1391