غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

پندها و اندرزها
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

 

سر
پیری سپیدی گشته ریشم

گهی
صباغ پندی کرده پیشم

سبیل و
ریش بسپردم به دستش

به درد
و غم کشان گردیده نیشم

***

بدیدم
موس سر ، رنگش پریده

دل از
عطار را برگش خریده

زده بر
موی سر ریش و سبیلم

ورم
کرده رخ و صورت و دیده

***

سپردم
ریش خود تیشه زدند را

سفیدی
از تهش ریشه زدند را

به
ناگه درد و زاری سرخ رو زد

پشیمانم
گل از بیشه زدند را

***

سر  و صورت نزن عشقش همین است

نگو
آرایش و درمان کمین است

اگر
اهل تبحّر باشی ای دوست

ببُر
موی سرت تا نازنین است

***

میازار
جانی به قدرت کشان

نشانید
قهرش به ندرت گران

چو
سیلی خروشان بپوشد تو را

چو یک
روز ماند به عمرت نشان

***

صبور و
غیور و جهان بین باش

امین
ووزیر و رمان چین باش

چو
فرسوده گردد تن و قدرتت

چراغ
نهان قوم و آیین باش

***

اگر
دوست داری بشی شادمان

هم و
قصه با هم نهی در مکان

به
ترتیب تاثیر قبری بکن

یکایک
به خاک افکنی در زمان

***

مده سر
نخ عنان زندگی را

به هر
کس باختی در بردگی را

چنان
آزرده گردی در نهایت

فسار
اسب خود گم گشتی در جا

***

حدیثی
هست خواندم از امامان

دو
تاثیر است ظاهر از عزیزان

درون
رخ شود در جمع پیدا

ویا در
گفته اش حس از گناهان

***

بپیما
راه خود با راهنما را

بکش
شادی و غم در شب نما را

خدا در
آسمان و دشت و صحرا

قرار
داده نشانی رهگشا را

***

خدا
زیبنده ی هر عابدی هست

خدا
فرهیخته ی هر مومنی هست

جهان
انسان طبیعت دشت و دریا

اساس
شادی هر زاهدی هست

***

خدا جن
و فرشته آفریده

خدا
نسناس زنده آفریده

من و تو زنده ایم در خوبی و بد

جهان
با این نکویی آفریده

***

بکش
مهر لطافت سر یتیمی

کمک کن
زنده ای دلبر رحیمی

نمی
ارزد به چندی عمر کردن

همین
ارزش وزد از هر نسیمی

***

نزن با
هر کسی حرفت به فریاد

صبور و
خویشتن داری به هر داد

اگر
دیدی طرف دیوانه گشته

سکوت و
ترک صحنه گردد آزاد

***

صداقت
بخشش و علم و امانت

چو
مهتابی زند راه زمانت

بکار
آن ریشه ی مهرت به هر دشت

تو
سبزینه کشد عمر جهانت

 

جاسم
ثعلبی (حسّانی)  08/02/1391