غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

گریه نکن(تقدیم به دخترم عسل ثعلبی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ۱۳٩٠
 

 

گریه نکن من صدای گریه ات را

در درونت احساس کردم

وقتی ساکتی

و قتی در فکری

وقتی به من می نگریستی

وقتی من بغل کردی

وقتی اسنخر آبی خواستی

می دونم در درونت آه محبت هست

می دونم سلم

این باغدارت می داند

که چقدر من زحمت کشم

و چه بهانه های نا جوری اختراع

و چه درد های تلخی از زبانش شنیدم

مدتی را در درون صبر قلبم تحمل کردم

آهی که مرا میسوزاند

باغدارت آدم سمجی است

نمی گذارد به گلم دست بزنم

نمی گذارد دلم را بردارم

در گلستان عشقمان گردش

و به گلهای همجوار سلام

با زخم زبانیش حرمت دلها را

طبل توخالی توصیف

ای عزیز

سالها می گذرد

و بدان در قلب منی

من و باغدارت جدا شدیم

اما امل دیداری هست

برای دیدارت

سوم دیماه سال 90

سال خاطره های تلخ من وتو

جلوی دادگاه چهارده

آن لحظات دوری و دو راهی

من به راهی وتو به راه دیگر

راه ها جدا شده اند

ولی راه دلها نزدیک

بازگشتت با گریه و بابایی و بوست

همه در دلم حک شده

واثرش گذاشته

بدان عسلم هر گز فراموشت نمی کنم

من بابای توام

بی بابا نخواهی ماند

گر چه همه ی بابا ها آب شدند

ولی بابایت روحش در هوا

در کنارت و دور تا دورت

در هر کوی و برزنت

من از اول دوست دارم

ولی ابراز نمی کنم

می دانم با باغبان عاقبتی نیست

و هر ان وقت جدایی برسد

و ترس آن دلبندی به هر دو

ترس از آه و ناله ات

بارها در آن زمونه

به بازی هایت هم بازی نمی شدم

ولی حرکاتت در دلم ثبت شده

دوست دارم دخترم

هر جا باشی

در سایه ی خداوند سالم و پایدار

وارزشمند و هوشیار

مثل باغبانت گل تنهایی نکار

بیا و به داغستانم سر بزن

بیا دلم را در آغوش بگیر

محتاج محبتت هستم

محتاج این که ظلم و ستم باغبان

را حس کنی

و زخم زبونی هایشان

چشمم را خونین

بار ها سیلاب دلم از چشمه ها سرازیر

ولی دلهایشان بی رحم

و مردمی اهل ستم

و شاید پس پرده ی سرنوشت

که ماها را از هم دور کرده

صبر هایمان را افزون

و عشق هایمان را بیرون

و دلهایمان را محزون

گریه نکن من در کنارتم

جاسم ثعلبی 04/10/1390  تهران