غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

مدرسه ی عشق
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠
 

مدرسه عشق

سر مکتب به شور و شوق رفتم

ره تدریس  را  بهتر  بجستم

بگفتا   یک   محصل  با  اجازه

چشم هر گز نبیند در  کلاسه

 

یکی را گفت اقا نامتون چیست

دلم اروم شودتا گر  بگی کیست

نگاهی کرده ام رخهای شاداب

منور گشته ام از نور  مهتاب

 

منظم شد    کلاسم  از  معایب

به دفتر گشته ام  بی  هیچ  غایب

شروع   کار  من  با  نام   الله

که او قدار و او حی و  توانا

 

طی ساعت نشستم با  عجایب

چهل و سه نفر بی  هیچ  غایب

یکی را دیده ام غمگین و تنها

به در بیرون بردم در تماشا

 

چرا غم با رخت معشورگشته

زچه ناراحتی معصوم خفته

شنیدم    رازهای   دلربا  را

شهید  گشته پدر تنهای  تنها

 

بپرسیدم زمادر را  کجا  بود

بگفتا مادرم همسر شده بود

منم امشب به تنهایی سپردند

چرا ان قافله ما را  نبردند

 

کشیدم دست بر سر ریخت اشکش

به زاری مانده ام حیران پشتش

تو ای مادر چرا ول کرده ای زود

مگر در خرمنت اتش زده    بود