غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

جنگ طف از دیدگاه شاعر 15(اسراء در شام)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠
 

تک دلی که با حسین آغشته اند

همه دلها عاقبت شرمنده اند

 

واغریبا و احسین وا کوفیان

وا ادیبا وا امین وا کافران

 

همه نوعش مجلسی کرده یزید

پای تختش از ستم پرده درید

 

جمع کرده حاکم و قادات را

قمع کرده سید و سادات را

 

رفت پای منبر حکمش به زور

از بیعت اولاد رسالت زد به زور

 

ناگهان با قید و بند وکشتگاه

زورکی مردان کشیده پرتگاه

 

هیچ از یاران پیغمبر نماند

جز زنان و نبض فرزندش نخواند

 

همه در بند یزید و کافران

از کوفه تا شا مش کشانده یاوران

 

تا که مختاران به شام انداختند

مردم نالان چنین دریافتند

 

این حسین و زادگانش در ره است

هر چه  گویند دشمنان خفته ته است

 

همش با زور و دروغ و ترس و زار

ماندند بر تخت و حکم روزگار

 

رفته رفته محفل سادات رسید

در محل قصر دیوانه یزید

 

پر شده آنجا زهر نوع  آدمی

مسلم وکافر  پدیده  ماتمی

 

نور زد چشم چراغ عدل را

آتش قصرش زمهتاب بدل را

همه می گویند و لیکن السکوت

با ورود زینبیها در قنوت

 

چهره ها چپ کرده دید یاوران

همه با ایثار و گشت  مخلصان

 

تا سکوت حق به مجلس شد نمود

آن ستمگر جز یزید هیچکس نبود

 

سر منور را طلب کرده به دید

پیش منبر برده آن ملعون یزید

 

گفت ای مردم شام و همرهان

هرکه می خواهد بمیرد آنچنان

اسم پیغمبر چو گفته با نوید

مرد حق بر پا شد و ترسش پرید

 

گفت ای ظالم حسین را کشته ای

راه حق و آخرت گم گشته ای

 

آن پیامبر جد من  گر  نشنوی

او حسین آغوش کرده سروری

 

کشتی این اولاد پیغمبر چنین

بچه ها شلاق کردی ای لعین

 

سر بریدی از ادیبان ای عجوز

نسل ما هر گز نخوابد دل بسوز

 

همه در مجلس رها کردند یزید

از ستمگر بودنش دادند امید

 

هر کسی با مهر یاران خواسته

با غریبان  دعوتی   پنداشته

 

گفت آزادی که  محبوب خداست

برده بردن سیدان آن هم جداست

 

زینب جوشیده پا شد از مکان

گفت فرزندان مولا شادمان

 

ذلت و خواری در ایمانم نبود

برده داری در مریدانم نبود

 

دان خدا را افریده جنتی

یکی در دنیا و آخر محنتی

 

باز می گردیم سوی آن دیار

مکه می جوییم بوی کارزار

 

یاد باش ای ظالم بی جان و دین

روزی می آید و نسلش گو مبین

 

از همه راه ها یزیدی ها چو کور

چونکه از قانون عدلش خیلی  دور

 

منتظر مانید شعر دیگرم

دفن اجساد و سر آن سرورم

 

********

 

قصه در شعر بعدی  ادامه دارد.

جنگ طف از دیدگاه شاعر 17(دفن اجساد شهداء)

با تشکر ا ز دوستان شاعر و اجر همگی قبول حق.

جاسم ثعلبی  16/09/1390