غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

جنگ طف 7(شهادت نوزاد علی اصغر توسط ملعون حرمله)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠
 

 

وقتی دلبندش علی اکبر شهید

خانواده  تشنگی   اصغر   بدید

 

بس  که لیلا داده  فرزندش به را

حال و هوشش گم و افتاده به چاه

 

یاد  اصغر   را    نکرده    نازنین

گریه زاری تشنه مانده رو زمین

 

ناگهان زینب بدید این زار را

یکسره جنبید و دید این تار را

 

بچه شش ماهه نه شیر دارد نه آب

مادرش در سوگ داداشش به تاب

 

یکقدم رفته به سوی خیمه گاه

ماندن بچه به این صورت گناه

 

ای برادر چاره جویی لازم است

نزد کفار آب جستن خاتم است

 

گفت ای زینب نبر این بی گناه

رحم در دل را ندارد این سپاه

 

بچه را در دامن خود حمل کرد

سوی جیش کفر یکدم رمل کرد

 

تا به نزدیک خیام با حرمله

گه رساند این پیام با مسئله

 

چون به نزد کفر برده دست نشان

تا  که   ساقی می دهد  کاس نهان

 

(قال الحسین ابن علی علیهما السلام:  یا یزید هذا

الحرب بینی و بینکم و لیس الاطفال و النساء علیهن

جناح ارید شربة ماء لهذا الرضیع)

(امام حسین بن علی (ع) گفت : ای یزیداین جنگ

میان من و شماست و زن وفرزندان و اطفال بی

طرفند آمدم برای این طفل آب بگیرم  تشنه است)

 

ناگهان ملعون زد تیرش   رها

تیر در قلب علی سیرش به جا

 

بچه در دامان سردار خون جهید

از  محل  تیر  پردار  جون   پرید

 

گریه زار از سر در سفیان را

این اهانت سر در بهتان را

 

باز گشته نزد زینب این حزین

اشک ریزان لاله دارد این امین

 

ای برادر اصغرم مفتون شده

نزد لیلا را نبر  مجنون  شده

 

دلش پر زار از علی اکبر هنوز

این علی اصغر بیامد در بروز

 

زینب پر ناله یک لحظه بجست

ای  برادر جثه ده ناگه و بگفت

 

(یخویه الطفل گلی وین اودیه

طریح اموسد ابدمه امخلیه

امغمض اعیونه او سابل ایدیه

عسه گلبچ یلیلا لا تزلزل)

(ای برادر طفل را من چه کنم

به خون آغشته است و همه جایش خونین

بی حرکت و چشمانش بسته

کاش لیلی شکیبا باشد زیاد)

 

بچه را با خون و جامه دفن کرد

در کنار  مرقدش  را کفن  کرد

 

همه مایوس از شراب و رحم را

ارتش  کوفه   ندارد   شرم    را

 

یک طرف جنگ است و آنسو تشنگی

یک طرف مرگ است و آنسو گشنگی

 

در دو راهی ماند سید الشهداء

ره برگشتی ندارد را    و   راء

 

جیش ملعون یزید رقص و خطاب

روز جنگ و شب بنوشا ند شراب

 

هلهله   و طبل  زنان    آوازها

هر سپاهی رقص کوب آغازها

 

مهتران نه روز  دارند نه  شبی

روز ها درگیری و شبها اجنبی

 

الخلاصه یکی در صد تا  هزار

تا نفس آخر و بی عذر و سوار

 

ادامه قصه در شعر بعدی می خوانید.

از حضور شاعران عزیز که زحمت کشیدند

و به کلبه ی دفتر شعر اینجانب( لب تشنگان کربلا) مراجعه

و نظر دادند تشکر و اجرشان با ابا عبد الله الحسین می باشد.

با تشکر جاسم ثعلبی   06/09/1390