غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

اشک سمیه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠
 

 

خبری ازت نبود  

خیلی بی تاب تو شدم

اومدم سراغت اما

پر گریه شد وجودم

خیلی دل تنگه تو بودم

گل مهربون و نازم

نمی دونم چرا اینجام

یا اصلا چم شده بازم

این همه قول و قرارو

اومدم یادت بیارم

اما انگار دیگه راهی

واسه برگشتن ندارم

این جا گل بارونه امشب

چقدر این فضا غریبه

چرا من هیچی نمی گم

چرا می خندم عجیبه

آخه مجبورم بخندم

کسی اشکام و نبینه

حالا کو تا باورم شه

سرنوشته من همینه

به نظر می یاد که امشب

از قلم افتاده باشم

آرزوم بود که من امشب

پیش تو وایساده باشم

 چقدر تو می خندی 

و من از دور

دارم اشک

یا من اشتباه می بینم یا دروغ بود همه حرفات

بله رو بگو گل من تو ازم خیری ندیدی

آرزوم بود که ببینم تو،

 تو رختای سفیدی  

حالا هر دو حلقه داریم تو ،

 تو دستت من توی چشمام

تو زنی من اما موندم

زیر قولت روی حرفام

برو خوشبخت شی عزیزم

تو ازم خیری ندیدی

آرزوم بود که ببینم تو

، تو رختای  سفیدی

بله رو بگو گل من

، بگو و شرش و بکن

من و زندگیه بی تو باورم نمی شه اصلا

داره سردم می شه کم کم

خیسه از اشکام لباسم

همه گریه هام و کردم

اشکی ام نمونده واسم

می زنم بیرون از اینجا

بله رو می گی نباشم

می رم اون بیرون یه گوشه

 دست به دامن خدا شم