غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

غزل علم و ادب
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٤
 

غزل علم و ادب

غمگین نشو ای قلبِ من ، مهرت کنارم می رود

این غم که با خود داشتم ، با درد و زارم می رود

میعادِ سنگینِ وفاء ، بی حوصله گشته جدا

حیف از دلم مانده رها ، دار و ندارم می رود

ای قاصدک سختِ سفر ، گویا همینجا دل نگر

آنی  اگر سر نزنی ، رنگِ بهارم می رود

بوسه نزن بر اشکِ تر ، خوابیده در کنجِ نظر

گریه نکن با سوز تب ، قول و قرارم می رود

دلگیرم از سنگِ غدر ، در منتهای در به در

می نالم از چنگِ خطر ، در بند و بارم می رود

برف و شقایق آمده ، بر قله های شهر تن

در کوه و دشتِ همدلی ، پیوسته یارم می رود

در بطن جان کوچِ فغان ، می لرزد از فصلِ خزان

در لابه لای دیدگان ، نور شعارم می رود

مستی و سر مستی دگر، راه ندارد در ظفر

ای غافلان پند دلم ، سوی مزارم می رود

محتاجِ بوی رازقی ، در جشن  شادِ بندگی

خسته شدم از قهر تن ، رازِ نگارم می رود

آغوشِ خشکِ خستگی ، رنگین کمانِ زندگی

در طیفِ بازِ بردگی ، عطرِ بخارم می رود

یا عاشق البدر اختفی ، و النجم شاجب للهوی

این المفر این الغدر ، جانم سوارم می رود

لا تملاء الکوز ابجفاء ، تابع وصالک بالوفاء

با صدق و نطقِ سادگی ، دود و غبارم می رود

کلامِ حق زبانِ من ، رنگِ شفق جهان من

با یورشِ علم و ادب ، ننگ دیارم می رود

بارشِ بارانِ خجل ، بر قلبِ پاکِ مرتجل

تحفه ی عشق و عاشقی ، سنگِ عیارم می رود

ختمت سرک یا دهر ، طیفک علی مر و انقهر

طاوعت قلبی و انکسر ، سیلِ دمارم می رود

دق الجرس سرج الفرس ، و اتحزم ابسیف الهمس

جاء النداء سوی خدا ، جام افتخارم می رود

من طاع ظلمٍ  قد هلک ،غِر واعتذر آه یا ملک

بس طاعت الرب و الرسل ، جاسم خیالم می رود

مدیونِ عدلت ای خدا ، ای مسندِ رازِ شفاء

می ترسم از روز ازل ، آشفته کارم می رود

جاسم ثعلبی (الحسانی) 26/10/1394

16/01/2016