غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

عبرن امن الریل / از ریل گذشتند

عبرن امن الریل واتعدن ابظهریه

یا نار الغضب گلبی بگت سعریه

یا نار الغضب گلبی بگت سعاره

جسمی انصاب یا هل ناس اورومی بگت محتاره

اوبیهن ............. اوشفتهه ام العیون سهاره

یا بیت الربت عنده اوسکنت یا ثنیه

کون اصیرن طیر و اندلهه ابیا لوا

مهی احرگت دلالی اوشعلته انبار الهوا

احلمت بل طیف گلبی من خدهه ارتوا

استلت گالولی تسکن بل حمیدیه

تسکن بل حمیدیه اعبور الجسر صفحه یمین

بس اهلمه ایهود ماعدهم یقین

احرگو گلبی ابخشفهم ابد ماعدهم گلب الحنین

او خدهه اتگول سیاره اوتشتعل ضیه

خدهه اتگول سیاره مرور اوتشتعل الساید

اوما توگف السیاره ابدربهه او لاتشتعل واید

والیصد لعیونهه ایطیح اعلی الارض باید

و یصیح الله و اکبر هل بلوا اشلفت لیه

بلوا اومن اسمهه الناس مختله

کتلنی ابنظرت اعیونه

الحواجب سود و الراس ابضفر حنه

عساها ادیار اهلچن سود

 کفر کل دین ماعدچن

ولااخصچن من المعبود

 

معنی :

از ریل گذشتند

در هوای گرم از راهی گذشتند

آتش درد و غمی و آهی گذشتند

آتش دردم به دل آتش گشود

جسم نالانم به حیرت در نمود

در میان آهوان چشم درشت

در کدام کوی و دیاری دل بشست

کاش پروازی کنم جویم تو را

سوخت دل را چه کنم پویم تو را

خواب دیدم دل ز لب پوید نوا

زار پرسیدم همان جوید دوا

در همان جا در سکونت پشت پل

از یهودان خانواده نشت دل

سوخت قلبم در فراقش اینچنین

لب زده تورم به مهتابش کمین

نور ماشینِ پلیسی داشته

هر صدایش بوق زن برداشته

چشم در نورش به کوری می زند

با صدای ای خدا حوری نهد

وای ای مردم همه مختل شدند

چشم زیبایش برام معضل شدند

تار ابرویی و سر پوشد حنا

از دیارش جان می نوشد صفا

کشتی دل با آن نگاه و دیده ات

کفر ورزیدی و غم در خوانده ات

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 17/1/1391