غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

غزل الفبای عاشقانه سروده ی جاسم ثعلبی حسانی

آ) اگر دنبال معشوقت نشینی

بیا در دشت خــوزستان ببینی

هــــــزاران آرزو داری بپیما

کـــــــــنار یار مسرور و امینی

*******

ب) بیا در دل بشین ای یار دلسوز

هـــــــــوا بارانی و چون برف دیروز

سراغ یار بگرفتن چه زود اســــــت

اگر گـــــــــــرما رسد دلگیرم آن روز

*******

پ) پا نهیدم بر دل مردار عشق

جا نــــــــمودم بر پل دیدار عشق

کاش در دنیا چنین رسمی بـــــود

گوش هــا سوراخ،کم بو دار عشق

*******

ت) تا توانـــــی در جوانی یار باش

تا زمانی در پی هـــــــــــر کار باش

عشق و بی کاری نــــمی کارد نهال

هــــر دو باهم یک سوا دیدار باش

*******

ث) ثابتم در عشق یارم بوده ام

با وفایم درد هـــــا من خورده ام

گر چه آن یک دم مـــــرا آزار داد

قـلب با مهر و صفایی جــسته ام

*******

ج) جای پای یار در قلـبم نهید

سالــــها مانده دل و جانم پریر

چونکه او نامهربانی کرده است

زنگ دیدارش ز دربانم بـــرید

*******

چ) چاره ای یارا مرا اندیشه کن

در دیار ســـوز دردت ریشه کن

دوســت دارم بشنوم زیبا کلام

در مــزارت سبز گونه بیشه کن

*******

ح) حمد گویم آن خدای مهربان

چونکه یارم با صفا و خوش زبان

هیچ از زخمم لبانش تـــر نکرد

صــد تشکر دارم و صد شادمان

*******

خ) خار شد راه وصــــال دیده را

بار شد کاه نـــــــــــهال چیده را

العجب رفته سفر من بـــی خبر

آتشش خاموش و یکدم خفته را

*******

د) درد دل دارم بارها رفتم طبیب

سرد و بی تابی ،زارها گفتم نصیب

دل پریشان از عـــــــذاب جسم را

غوطه ور در عشق یارم شد فریب

*******

ذ) ذات عشقم مرهمی دانسته است

روی زخـــــــم دلبرم را بسته است

گــــــر چه طاول زده دل از دوریش

عـکس رویش خاوری را برده است

*******

ر) رانده گشته دلــم از گفته هاست

مانده گشته رهم از ناله هــــــاست

گو کـــــــدامین عشق را دردی نبود

عشق ها آتش فشان شمع هاست

*******

ز) زنده شدم از دیدنش رفته و یکدم خفته ام

فتنه شدم از مسلکش خوردم و یکدم گشته ام

در هــــــر دیار و هر رهی مانند او هر گز نبود

در زیر دریا ساحــلش خسته و یکــــدم رفته ام

*******

ژ) ژاله ریزان زمـــــــــانه دری در زندان من

ناله خیزان رمـــــــــــــــــانه گلی در بستان من

دل چرا این هــمه سوژه دیده ای در گم شدی

شمع شانـــــس بی در من خورد آن نیکان من

*******

س) سایه بان دل فتاد از یار و بار

دید بان آن نـــــــــهاد از خار و زار

با کــــــــــــــمر بشکسته و دلا شدن

باد بان آن برید از آه و عـــــــــــار

*******

ش) شاهـــــرگ، جوشان شده از آه تو

مویرگ، سیلان شـــــــــــــده از راه تو

همه جا سرخ است و گل کاری نبود

بوی خــــــــــــون آغشته کرده ماه تو

*******

ص) صبر ،راه هر کمالی در وجود

غیراز آن مهر، جـــــــمالی در نبود

عشق، با خــــــــود کُشتن و آوارگی

بـــــــــــو ندارد از معالی در وعود

*******

ضرب کردم دل به یاد شادمان

یافتم تقسیم وتفریق زمـــــــان

جمع کــردم خاطراتش در دو سو

لبخند زد در آسمان رنگین کمان

*******

ط) طرف در حزن و اندوه است ومن شاد و سر افرازم

چه شد کلبه ات را بستی و مـــــــــــــــن در باد پروازم

چرا با مــــــــــــــــن نمی سازی بیا یکدم به سازش را

چو بی مــــــــــــــــن زند گانی هست بگو تا یار پردازم

*******

ظ) ظـــــــــــــــهور شادکامی را به روی یار من دیدم

عبور از خار هــــــــــــــــایی را دل و دلدار من دیدم

غــــــــــــــــــــــروبی ساحلش دریا نگاهش بادبانم را

چه بد آن غمزه ی چشمت تو را بیمار  مـــــــن دیدم

*******

ع) عار شد عشق نـــهانم در بلاد تشنگانم

چه کنم چاره همین است سرور آزادگانم

دارها رفته دلم با آن نترسی هـــــــای او

کشته یا زنده همانم در زمین یا آسمانم

*******

غ) غـروب عشق خوانده ام سرودآهنگی

به سوی یار خزیدم صادقانه بــــــی رنگی

فــــــریاد صلح نداد و داده ام لــیکن او

به غمستان دلم خفته است در ته سنگی

*******

ف) فــــــروختم دلی را تا رَسَم کویش

چه سوختم گـــــــــــلم را تا کَشَم بویش

ناله های عاشقانه مـــه شده در دید یار

مــی دوختم ولی او پرده می کرد مویش

*******

ق) قــــــمر یارم چه عاشقانه خفته است

در سپید صبحم چه صادقانه خوانده است

دست تکانی داد و گفت وقـــت زوال

جهانی دگر دمید و چه شادمانه رفته است

*******

ک) کوچ کردم غم دل افزون شده

پوچ عشقم از تهش بالــــــون شده

هـــــــــمچو مجنون سوختم در زندگی

در دیار غربتش شیـــــــــــــون شده

*******

گ) گل عشقم همش فریاد می کرد

دل واشکم هـــــــمش بیداد می کرد

که قبل از عاشقی صدها نفر دوست

یکـــــــــــایک در زدم شر یاد می کرد

*******

ل) لب یارم چه زیبا بسته بوده

چنانـــــچه روی تختش خفته بوده

شــدم مجنون زوقت دیدنش را

دلم پر خون عشقش گشته بوده

*******

م) مهر یارم چه در خفا خفته است ای دل

قهـــر بارم چه در نهان گفته است ای دل

بگو تا مَی زند در زیر درخــــــــــت تنهایی

اگر داند چه پر بهاء شنیده اســـت ای دل

*******

ن) نگو یارا من از تو دم بریدم

نگـــــــو جانا من از تو در کشیدم

اگـــــر روزی رسد وقت جدایی

تــــــــن بی جان ماند در امیدم

*******

و) وای بر این روزگار بد درون

وای بر ایــــــن ماندگار بد نگون

هـــــــــــــمه از آدم و اینجا ولند

عشق پاکی نیست در دنیا کنون

*******

ه)همش ناله همش غم در امیدم

هــــــــمش سوزندگی کردم نویدم

عجـــــــب دنیای بی حاصل گذر را

فـــرار از وی به قبرستان رسیدم

*******

ی) یار در خانه و ما گـــــرد زمان می گشتیم

بار در دانه و ما دشـــــــت مغان می گشتیم

چه کنم توشه ی عــــمرم زد به پنجاهی رسید

موی سرم سپید گشت و ما رمان می گشتیم

*******

جاســـــما بیدار شو وقت سفر

از تب عشقت ببر وقت ظفر

بار کن دار وندارت ثعلـــــــبی

اینچنین هــوشیار شو وقت خطر

*******

این تقدیمی است هدیه شاعران

غزل در حـــرف و حروف بوستان

جان من گـــــر چه خطایی دیده اید

با بزرگــــــــی بگذرید ای یاوران

*******

 

دوستان شاعر عزیز می توانند یک غزل به عنوان

یادبود در ادامه بسرایند وبه نام خودشان در کتاب

(غزل های حسانی ساری) ثبت می کنم.

با تشکر فراوان از همه دوستان

جاسم ثعلبی/کنار رود کرخه /  15/10/1390

 

 

گل ثعلب

عکس سمت راست علی لوازم و سمت چپ شاعر جاسم ثعلبی