غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

غزل شهادت حضرت رقیه (س)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٤
 

غزل شهادت حضرت رقیه (س)

با فرود اشک عصمت صوت لالایی شنیدم

دل که لبریز از محبت با حقایق دم کشیدم

کربلا میعادِ عشقی برمزارِ مهتران را

پا برهنه درد مندم به شفاعت می رسیدم

جنگِ سختی خون بهایش مثله در جسمِ شهیدان

نا غریبی در یتیمان اشکِ شورش می چشیدم

این همه دعوت فریبی این همه شمشیر بدستان

مکر و حیله سایبانش رنگِ دل مردی ندیدم

رحم و دل رحمی فلج شد قلب ها لرزیده بسیار

ای علی اصغر کجایی قلبِ لبخندت تپیدم

کوچ کردند از دیارم این همه ماه و ستاره

در اسارت عمه خسته از رقیه دل بریدم

دیده اش غرقِ یتیمی بی پدردر جای غربت

گریه زاری بی پناهی در پناه شب دویدم

از نحیب کودکی چون فاطمه صغری نما شد

سر که پیدا کرده همدم بوسه زد بر لب امیدم

گفت بابا جان بگو بی تو و شهرغصه ها

دخترت غرق فنا شد مرگ با عزت خریدم

با غروب این ستاره در فضای دنج و خلوت

آسمان خون گریه کرده بر سر غول پلیدم

در خرابه بارگاهش شهر عشقِ ماندگاران

در دمشق و شام زینب جانفدا کرده شهیدم

جاسم ثعلبی (حسانی) 22/08/1394

دوستان این شعر ساعت 2 شب در تاریخ فوق سرودم و خوابم برد همان شب حضرت زینب (س) و حضرت رقیه به خوابم امدند و از من تشکر کردند و برگه ی تشکر داشتند برای یکی از همکاران خانم.

 

 


 
 
غزل بخشش
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٤
 

غزل بخشش

شیطانی صفت چون مور، دیوانه خروشیده

خنجر می زند بر رخِ، دل های ستمدیده

پروانه نگو پرواز، نیشت می زند زنبور

نادانی چو دیو از دور، منفور و نکوهیده

انسان نبود از اصل ،هر کس به خودش مغرور

سر دردِ دل غمباز، از فقر نپرسیده

انسان انیسش کیست، جز عدل و وفاداری

بی عقل چو دیوار است، در قلب جفا دیده

انسان جمالش چیست، زیبایی و رویا نیست

تقوا و امان از یار و اعمال پسندیده

انسان که کمالش آه، دلسوزی و به روزی

کرسی که مکانش نیست، زروار نچسبیده

انسانِ درونش جان، جسم است و تعبّد خیر

گویا که خدا خالق ،و مخلوق پرستیده

انسان و اطاعت نور در پیکرِ اشکی شور

تعظیم به جز الله ، مذموم و خشکیده

آن کس به بشر نزدیک، گر دیده بپوشاند

حیوانی صفت حاشا ، گر عزم نجوییده

انسان به فغان و جان خوشتیپ و خوش باور

بد خلقی و بد جنسی ، صد بار نترسیده

اوهام و خیالی تلخ ، در باور محتاجان

بسپار دل و مدلول پندار شفا دیده

پرونده که دست توست ، بدبین نشو قاضی

این دین سرای توست دل دار نه غمدیده

یا رب تو مجالی ده بخشش که قرار توست

بگذر زگناه دوست از ترس نخوابیده

جاسم ثعلبی (حسانی) 21/08/1394

12/11/2015