غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

حس بیهوشی اهداء به روح پاک ترانه سرا سمیرا رحمانی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳
 

حس بیهوشی

اهداء به روح پاک ترانه سرا سمیرا رحمانی

 

سمیرا رفتنت زوده ، خودت رفتی چرا رفتی

در این دنیای پیچ و خم ، می دونم بر نمی گردی

***

تو بودی در کنار من ، تو هستی همدم دردم

با این دردای اجباری ، بدون تو چقد سردم

***

چراغِ خونه خاموشِ ، سفر کردی چقد زوده

نگفتی درد دل دارم ، شفا گویت دلم بوده

***

خدا اینجوری می میرم ، از این تنهای تنهایی

خزان برگای ما چیده ، نه دیداری نه حرفایی

***

عذابم میده هجر تو ، عزای جسم و غمخواری

خدایا خسته ام خسته ، با این اشکای تکراری

***

تو گفتی عاشق دردم ، نگفتی خیلی بد حالم

یه کوه غم رو دوشت بود ، خودت گفتی نمی نالم

***

تو حرفات خاطره دارم ، تو رویات صبر واسرارت

عجب دنیای ناجوری ، به غم پوشیده افکارت

***

مریضم از تب دردم ، دلم بد جوری  می گیره

یه آمپول حسِ بیهوشی ، سرش کردم نمی میره

***

شنیدم کوچ اجبارت ، دلم داغ عزایت شد

تو بودی شادی قلبم ، و قلبم داغدارت شد

***

دلم پشت سرت داغون ، نمی خواد قرص درمانی

یه قطعه واسه دلتنگی ، کنار قبر رحمانی

***

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 19/09/1393


 
 
دوبیتی غربت
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۳
 

دوبیتی غربت

تو غربت ها دل و جان شل می گیرد

محبت گر نباشد دل می میرد

در این دنیای پر آشوب و وحشت

خدا یاری مبارز می پذیرد

***

جهان از ظلم شاهان منفجر شد

صداقت در خیانت دربه در شد

کشیشان موبدان یاران توحید

صنم گاه و کرو زر تاج سر شد

***

امانت پخته شد چون آش و رشته

عدالت در جهان مغروض گشته

تملق شیر شد در دشت و بیشه

گرانی با خزان پیمان بسته

***

دلم در دام خوش کامی گرفتار

تن و جانم به ناگه کرده بیمار

قراول پاسبان کرده پس وپیش

نه خویشان ناجی من شد نه دلدار

***

 

جاسم ثعلبی (حسّانی) 19/09/1393