غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

خروس 2
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۳
 

خروس بد زبون ما ، خواب و صفا  نداره

روی درخت خونمون ، با قلدری سواره

تو لذت خواب دلم ، قوقولی قوقو می کنه

صبرم تموم شده دیگه ، یه جوری دل شومی کنه

با قیچی ریش خودم ، بال و پرش بریدم

بازم می خونه بی صدا ، ناخن پاش کشیدم

دور می زنه توی حیاط ، قد قد زیبا می خونه

دونه میخواد در می زنه ، خدایا قلبم داغونه

با بند کفش خوشگلم ، پاهای اون رو بستم

می خوابه رو زمین تر ، غرورش و شکستم

بازم می خونه بی جهت ، خوشا به حال و روزش

سبد گذاشتم رو تنش ، افتاده دل به سوزش

بازم صدا در میاره ، می پیچه در مغز و سرم

آب و غذا بهش دادم ، ساکت نمیشه سرورم

نصف شبی تو مجلسی ، یه شب دلم کباب می خواست

نیت سر بریدنش ، تو ذهنم اومد این دواست

کدوم روش اسونتره ، تیر بزنم ولش کنم

و یا با کارد تیز تیز ، مشکلم و حلش کنم

نصف شبی تیرو تفنگ ، صداش می پیچه تو هوا

همسایه ها بیدار میشن  ، چکار کنم خدا خدا

هی دویدم آه کشیدم ، خروسه خیلی فرزه

تا بگیرم اون پریده ، از لب و کنج درزه

حیاط خونه باز باز ، زمین ورزشی شده

من می دوم او می دود ، تو دستم تاولی زده

بازی نمیه اولش ، تموم شده به سود او

افتادم و غش کردم و ، کور شدم از دود او

عیال او بچه ها همه ، دست می زنن بگیر بگیر

میدون جنگ ما شده ، من و خروس خنگ و پیر

آخر قصه رو بگم ، آخر خط گرفتمش

آب زدم بال و پرش ، چاقو گرفتم گردنش

چشم قشنگ و ناز او ، خیره شده به تسلیم

اشک فرود اومد ازش ، رام نمیشه زتعلیم

دلم شکسته ناگهان ، از قتلش دست کشیدم

آزاد که شد به گوشه رفت ، آوازش و شنیدم

بار دیگر بگیر بگیر  ، منقارش و چسب زدم

با نوک پای دیگرش ، باز می کنه بازم ردم

هوای شرجی و صدا ، خروس بی بخار ما

سلب شده اسایشم ، شدم فدای خنده ها

تمام پرهای تنش ، یکی یکی کشیدم

لخت و عریان که شده ، دیگه تموم بریدم

خروس بی محل ما ، دست کشیده از آواز

بی بال و بی پر که شده ، نمی خونه به هر ساز

جاسم ثعلبی (حسّانی) 25/05/1393

 

 

 


 
 
ایستگاه قطار
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۳
 

 

عاشقی سخته عزیزم ، قلبِ من در انتظارت

آمدی دیدارم امروز ، با کدوم رنگِ قطارت

روی بال سرنوشتم ، دل به دیدارت نشسته

دیگه امیدی ندارم ، شیشه ی صبرم شکسته

شادی در برج تو خوندم ، مثل خورشیدم قشنگِ

چشم تو مثل ستاره ، می درخشه جنس سنگ

ای نسیم آرزویم ، کشف کن آهِ درونم

کاش می مونه همیشه ، اسم تو سر زبونم

بوق کابوست شنیدم ، پا شدم خوابم نرفته

از سفر تازه رسیدی ، قدم بر می داری سختِ

دلِ من شادِ عزیزم ، اومدی با روی باز

در فضا می باره عطرت ، همسفر با من بساز

معذرت خواهی چه دیره ، مهر تو رو دل چه تیزه

نمی خوام اصلا ببینم ، قطره از چشمت بریزه

رنگ روت چرا پریده ، وقت دیدارت رسید

مدتی دلم ندیده ، از خجالت دم کشید

وقتی تو قلبم نشستی ، ترس و وحشت نم شده

رقص چشمام و ندیدی ، خوش خبر عیدم شده

جاسم ثعلبی (حسّانی) 24/05/1393

2014-08-13

 


 
 
خروس
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩۳
 

 

خروس بی محل داریم ، نشسته بام کوچمون

تو لحظه های روز وشب ، آوازه خوان خونمون

***

خروس دم سیاهِ ما ، بال می زنه وقت دعا

چشاش می بنده ناگهان ، صداش می پیچه تو هوا

***

وقت نماز وقت سحر ، می خوابه بیدار نمیشه

نم نم بارون که میاد ، یه قطره غمخوار نمیشه

***

سلطان و شاه خونمون ، ستم می باره از چشاش

پر می کنه مرغ محل ، نوک می زنه رنگ لباش

***

قفس نداره این بلا ، تاجشُ جور جور می کنه

بال می کشه روی زمین ، دشمنش دور می کنه

***

تو قصه های شاد و غم ، حرف خودش می پذیره

خنده و گریه های ما ، تو خاطراتش می مـــیره

جاسم ثعلبی (حسّانی) 20/05/1393 / 2014-08-11