غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

فرزندِ کارونم (ترانه به سبکِ عربی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٢
 

 

فرزندِ کارونم (ترانه به سبکِ عربی)

نگو میرم شب و روزم پریشونم

بدونِ تو در این خونه نمی مونم

بدی از من چی دیدی ، عذاب و شر خریدی

بی بال و پر پریدی ، تک و تنها تو شهرِ غصّه داغونم

***

نرو من طاقتِ دوری ندارم

نرو جان عادتِ شوری ندارم

چشام در آسمونه ، تو رو دارم یه دونه

چه کار کردی زمونه ، سحر خیزم نماز شب نمی خونم

***

تو شادی هام بدونِ تو حزینم

خجالت می کشم عکست ببینم

یه سایه در خیالم ، شبا با تو می نالم

نپرسیدی که حالم ، تو در غربت شکستی قلبِ مجنونم

***

خدا حافظ برو دنیا همینه

دلم رو باختی با قهر و کینه

دیگه رویی نداری ، همش در غم خماری

واسم اشکت نباری ، صبوری پیشه ام فرزندِ کارونم

***

جاسم ثعلبی ( حسّانی) 24/09/1392


 
 
آثار جرم (تقدیم به روح پاک مرحوم سجاد کهنسال)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢
 

 

آثار جرم (تقدیم به روح پاک مرحوم سجاد کهنسال)

بنویس رو سنگِ قبرم ، بی خدا نبوده هر گز

محکم و سنگِ صبوره ، واسه قلبِ تو یه واعظ

***

بنویس آثارِ جرمت ، گریه هات فاید نداره

چیدی راحت سرنوشتم ، اومدی پیشم دوباره؟

***

لعنتی به خاطرِ تو ، آرزوهام رفته بر باد

کاشکی درکم می کردی ، به جای این داد و فریاد

***

یادته زنده که بودم ، شادی و غمم تو بودی

با صدات آرومه قلبم ، چهره ی عشقم ربودی

***

کوچ کردنم همینجا ، همش تقصیرِ تو بوده

تا حالا عذاب دوری ، خاکِ قبرم رو گشوده

***

نمی خوام دیگه بیایی ، غم و غصه هاتُ بردار

روحِ من بی تو غریبه ، زیر خاک و سنگ و آوار

***

التماست کرده بودم ، بی توجهی نمودی

وقت شادی هام رسیده ، در فضای نم سرودی

***

خاطراتش بسته قلبم ، یادبودم تو همیشه

این گلات با اشک خونی ، زندگی واسم نمیشه

***

تو اتاقم عکس مرگم ، پدرم هنوز عزادار

مادرم شبا نخوابید ، ناله هاش با در و دیوار

***

دوستام در سوگِ مرگم ، هنوزه بیمارِ دردن

می دونم صمیمی بودن ، همه از زندگی سردن

***

نمی بخشمت برو تو ، کتابِ عشقمُ بستم

جمع کردم خاطراتم ، توی قبر غم نشستم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/09/1392

در خواب برام تعریف کرد اکثر کلمات از خودش هست

سجاد روحت شاد انا لله و انا الیه راجعون و لعنت الله علی

الظالمین


 
 
قسم به اون چشات
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٢
 

 

قسم به اون چشات

هم از قسمت تو ،  هم از ظلمت من

هم از غربت تو ، هم از محنت من

جهنم آتیشت روشن نمودی

یه تیرِ بی هدف بر دل گشودی

شدم مجروح  جنگ غصه هایت

نگو بازم مقصر تو نبودی

***

چون رنگین کمان ، در عشقت نهان

در بعد زمان ، با دردم بمان

خدایش ساختم با قهر و نازت

دلم سرپوش کرده نذر و رازت

همش مهمون نوازم ای پرنده

چشام رقصیده در آهنگ و سازت

***

ای ابر سه رنگ ، ای وال و نهنگ

کو عشق قشنگ ، با قلبم نجنگ

نمی دونی شدی دریای دردم

نمی دونی با تو بر نمی گردم

نمی سوزم درون آهت دوباره

عوض شدرنگِ عشقم خیلی سردم

***

قسم به اون چشات ، ابرو ولبات

به اون نام خدات ، ندیدم از وفات

برو بشکن بزن کنارِ مرداب

صفا کن قصه ها در نور مهتاب

یه عمری باختی با این کرشمه

تو خاموشی سپردی عشقِ شب تاب

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 20/09/1392

 


 
 
نورِ چشات
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٢
 

 

نورِ چشات

توی آهنگِ صدات ، رنگِ دریای مــنِ

هر دو مهتابِ نگات ، عشقِ زیبای منِ

می دونم که نامِ تو روی دلم حک می مونـــه

شاید اون نورِ چشات ما را به هم می کشونه

***

دردِ تو چه زیباست وقتی که دوری

قلبِ من شکستی با اینکه حــوری

زر نزن خسته ام من از نفس هـات

وعده هات ندیدم به جز قفس هات

 

***

می مونم به انتظارت سیلِ اشکِ من تویی

ای سفر کرده بیا که دودِ مشک من تویی

برو برگشت نداره اون که گم گشته تو خواب

می دونم دلت می چرخه عشقِ تو رنگِ سراب

***

یادِ اون حرف و ندات ، در مسیرِ دیـــدنِ

وقت درد و قصه هات ، به دلم نغ می زنِ

تو نباشی دلِ من آهسته می میره خــــدا

نبضِ قلبم تپشش شبا زده مهر وفــــــا

***

توی آهنگِ صدات ، رنگِ دریای مــنِ

هر دو مهتابِ نگات ، عشقِ زیبای منِ

می دونم که نامِ تو روی دلم حک می مونـــه

شاید اون مهرِ چشات ما را به هم می کشونه

***

جاسم ثعلبی (حسّانی ) 17/09/1392


 
 
زندگی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٢
 

 

زندگی

خجالت می کشم انگار ، به تو میگم نمی ســازم

تو حرفم می پری هر بار ، با این دادت نمی بازم

***

واسه این زندگی بد جور ، دلت آهسته می خونه

دلم در تورت ای صیّادی ، چرا رفته پشیمونــه

***

تو دامت پهن کردی زود ، دلم افتاده در گــودی

کمک کن تا برم بیرون ، مقصّر اون خودت بودی

***

تو تنهایی و من تنها ، در این دنیای دلشــوری

منم در شهرِ پر آشوب ، ولی تو از وطن دوری

***

می مونم زنده ی بی حال ، به درگاهت دعا کردم

می سوزم در گناهِ خویش ، بدونت خسته و سردم

***

خدایا قسمتم اینـــه ، چرا بازم بــــدهکارم

همه شادند تو خوشبختی، ومن در غم گرفتارم

جاسم ثعلبی (حسّانی) 18/09/1392