غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

الی روح المرحوم سجاد کهنسال به یاد مرحوم سجاد کهنسال (عربی و فارسی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ مهر ۱۳٩٢
 

الی روح المرحوم سجاد کهنسال به یاد مرحوم سجاد کهنسال (عربی و فارسی)
انفجر گلبی علیک او هدم المنــشود
یا سجاد یا بحر الشعــــــر زودک
تطشّر صبری بلوادی او طحت منکوب
ادور اعلی الوفا المرسوم بخدودک
***
بچیت ابدم علیک او فیض الغدران
یا سور الکلام او بیته و الوانـــــــه
ضکرت العشره و ایام المضت بلخیر
انکسر گلبی علیک او زادت احزانه
***
ما اصدگ متت و اعیونک امفتشات
اشوفنک سلیم او گاعد احــــذالی
عفتنی لیش مو وکت السفر و اتروح
بقیت امدثر او اسئل علی حالی
***
ما انسا الکلام الجرا کل اسحور
تحاچینه او گعدنه ابسبرت الخوان
حطینه العهد نتقابل ابکل بیت
او نتناشد شعر و انونس الدیوان
***
اشلون انساک یا ضی او دلال البیت
ابجفاک اتحنّی گلبی و الدموع اتسیل
یا دنیا الفراگ الهدم الــــــــدلال
اخذتی لب حیاتی و العیون اتهیل
***
روح او داعت الله والوفا ویــــــاک
بعد ما اشوف رسمک یگعد احذالی
کلامک ضل فخر وایعاتب الصدقان
خلهه یم ضمیرک والگمر عالـــی
***
معنی:
دلم در سوگ توچون چشمه ای جوشید
ای دریای شعر و جود و احسانی
شنیدم از دیارم کوچ کردی زود
وفا داری نشد در ختم دیوانی
***
به خون گرییده قلبم از جفای تو
ای زیبا نگار ای کلبه ی شادی
به یادِ روزگاری در کنار رود
دلم بشکسته شد از داد و فریادی
***
دلم بی باور از هجرت به سوی نور
خیالت در کنارم خنده رو کرده
نرو ای دلربا وقتِ سفرها نیست
بدون تو دلم  آزرده و سرده
***
به یادِ قصه گویی در سحر ای جان
دلم با تو نشسته چون خروسِ شب
کو عهد و قرارت ای امیر شعر
رفتی از دیارم مرده ام در تب
***
نرو جانا فراموش کردنت سخت است
حنا کردی دلم با رنگِ رفتن ها
زمین در سوگِ تو خسته زیاران شد
چو باران زد رخِ این دلبران هر جا
***
خدا حافظ برو ای دیده ی خندان
نگو سایه ی دردم بر دلت تابید
پیامِ تو ستاره در جهانی شد
شعارِ یادبودت در تنم جوشید
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 26/07/1392
هدیه به روح دوست عزیزم مرحوم سجاد کهنسال رحمه الله


 
 
لقمانِ عشق
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢
 

لقمانِ عشق
ای پرستوی نغمه خوان
کوچ کن
به فضای تنگِ دلم
سال هاست
در آغوشِ تنهایی مانده
از درد و هجران
پناهگاهی است
در سکوت مطلق
و تاریکی اتاق هایش
از پنجره ی ماه
قابلِ رویت است
و گرمی حباب  هایش
از روزنه ی خورشید
بوسه خورده است
در دیارِ غربت
طبیبِ دل ها باش
و با رشته ی کلامت
زخم های کهنه را بخیه بزن
همانا لقمان عشق
لقب می گیری
در واپسین لحظات
جاسم ثعلبی (حسّانی) 24/07/1392


 
 
فاصله ها
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢
 

فاصله ها
شبم سیاه شده نرو ، وقت جدایی ها رســـید
بازم برام قصّه بگو ، تا سحر حرفِ اون کشید
***
بگو برام از زندگی ، از دردِ سختِ روزگار
از غربتت از محنتت ، از غرقِ دریای امید
***
دل به تو بستم ای قمر ، چشم نبند از عاشـــقی
رنگِ لبت حیاتِ من ، در رگ و قلبِ من دمید
***
اسیرِ موجِ راهِ تو ، فاصله ها شکسته شـد
خیالِ مستِ آرزوم ، پای عصای تو دوید
***
یادم میاد یه طفلکم ، آغوش تو سرای مـــن
تو باغِ تو زنده شدم ، عطرِ دلت قلبم چشید
***
خدا به همراهت برو ، پشت و پناهت از خـــطر
ای قاصدک طنینِ شب ، دعای تو عشق و نوید
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 24/07/1392