غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

ابوذیات عتاب / دوبیتی عتاب (عربی و فارسی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٢
 

ابوذیات عتاب / دوبیتی عتاب (عربی و فارسی)
سمعت القصّه من قاسم و صالح
ابلسانک حاکمت نفسک وصالح
گبل لا توسع الرقعه وصالح
انتظر صولات منک تلفی الیه
***
حسبتک اخوا و امدلل ترابای
او عینی الدربک او بابک ترابای
ما حسّبت تطمع من ترابای
لحیث السانک الشاهد الیه
***
گطعت الوصل منّک وانتهینه
او علیک الگلب من ون ونتهینه
خل یفرح الشامت ونتهینه
لان خنت المجالس والثنیه
***
بعد ما ازامط ابرمحک و زوراک
او ما ادخل محاریّک و زوراک
الطمع گطّع ثمر گاعک و زوراک
عرفتک تالی عمری اتخون بیه
***
اخذ درب الخطا صالح و قاسم
الخیره اتذکر العادل و قاسم
چنت انت الحکم ناظر و قاسم
خنتنی ابساعة المطروحه ادیه
***
معنی:
شنیدم درد تو قسمت همین است
زبانِ دشمنانت در کمین است
بیا آسوده گردان قلبِ روشن
پیامِ قلبِ من دُر و ثمین است
***
برادر وار و سرور ماندی ای دل
نگاهم در رهت می خواندی ای دل
طمع بر دار باغِ دل فروزان
زبانت شاهدِ دلبندی ای دل
***
مسیرِ راهِ تو ناجور و ناجور
گلم در توِر عشقت مانده مهجور
حسود آواز خوانده از جدایی
گمانم عشقِ من دل کنده در گور
***
دیگر وعده ی دیدارت ندارم
دلی در باغِ پر خارت ندارم
طمع تیغش بریده میوه ی دل
تحمّل طاقتِ بارت ندارم
***
خطا کردی ولی دل دیده اش باز
عدالت در جهانت کرده آغاز
نظارت کرد عقلت روز روشن

خیانت در وصالت ساز و آواز
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 18/07/1392
هدیه الی حاج ینزیل غزلاوی


 
 
اغنیة الفراق/ ترانه ی جدایی عربی و فارسی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢
 

اغنیة الفراق/  ترانه ی جدایی عربی و فارسی
سه بیت اول مقدمه است و به سبک و وزن ترانه عربی سرودم
یلغادرتنی غفل ارجوک حاچینـــی
بلیل اون وانتحب او ذچرک یبچّینی
***
شوفتک بس بلصور او تذکار گعداتک
مرسومه بس بلگلب الوان ضحکاتک
***
ما حسبت بلوکت یفرگنه للتـالی
خالی مکانک علی یلبلثمن غالی
***
ارید انظم قصید او اکتب اشعار
علی الماعنده ذات او عایف الدار
محتامه الولیهه ، الدار اسمع حچیهه
ما تقبل عذر مشتعله بلنار
***
اتربّینه ابحضنهه ایام واسنین
او شالتنه ابالمهه او محنه ناسین
او سهرت لیل وانهار ، او ضل ابگلبی تذکار
اذا مسهه الدهر دم تهمل العین
***
شلت الدار غربه او مالک امعین
او گصاک الزمن گص السچاچین
لیش الواشی جرک ، وین اندفن سرک
الم فرگاک دگ ابگلبی رمحین
***
من یوم الشلت ما عندی راحه
الگلب مشغول بفکاره او نیاحه
بعدت ابعید عنّی ، او سلبت الروح منّی
وین التجی ما عندی استراحه
***
معنی:
ای در سفر گم شدی جانا بگو دردت
شبهای برفی زده امشب بگو سردت
***
دیدنت در یای غم یاد آوری کرده
در قلب و جانم تویی دلپروری کرده
***
امّا زمانه زده راهِ جدایــــــی را
جای تو خالی شده از پر صدایی را
***
دلم پای نگاهت شعری آموخت
تو بی ذاتی برادر من دلم سوخت
محتاجِ حضورت ، کم کن اون غرورت
نبودت در دلم رو آتش افروخت
***
در آغوشم ادب آموختی زود
صداقت غم زده در ساحلِ رود
تو شبها بی بهار است ، در خوابش خمار است
اگر آتش بشی اشکم زده دود
***
به غربت رفته ای بی یار و همکار
زمانه جان تو زد تیغ غمبار
چرا غفلت نمودی ، تو اون عاشق نبودی
غمِ دوری زده در قلبِ من زار
***
از اون روزی که تو رفتی مریضم
چشم می خواست اشکش رو بریزم
خیلی دور رفتی ، به من هیچی نگفتی
کجا دلشاد گردم غم گریزم
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 16/07/1392