غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

اغنیه اجه العید جمیل او یسوا الونه / عید آمد
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢
 

اغنیه اجه العید جمیل او یسوا الونه / عید آمد
اجه العید جمیل او یسوه الونه ، اجه العید او فرحی اشلون اوصفنّه
اجه العید او کل ما اشوفه احبّنه ، اجه العید او محزن هلضحک سنه
اجه العید جمیل او یسوا الونه
***
اجه العید اجانی الفرح دگ بابی ، اجه العید  نظرنی باجمل اثیابی
اجه العید او  بیه اتذکر اصحابی ، اجه العید او  بیه تتعاید احبابی
اجه العید جمیل او یسوا الونه
***
اجه العید واطی الشوباش بجفوفی ، اجه العید و احبّن جیّت اضیوفی
اجه العید امبارک یا اهالیتی ، اجه العید او رافع بیدی چفّیتی
اجه العید او ناری حضنت ادلالی ، اجه العید او ظل بلسلف اهلالی
اجه العید جمیل او یسوا الونه
***
اجه العید  علیه الزیج اشگّنه ، اجه العید سرّی اویاه ادفنـــنه
اجه العید  او گلبی اویاه اسهرنّه ، اجه العید  ونینی اویاه اجرّنه
اجه العید جمیل او یسوا الونه
***
اجه العید  فرحه و ا بتدیناها ، اجه العید  حلوه واشتریناها
اجه العید  و الدلّه لزمناها ، اجه العید  والفرگه ترکناهــــا
اجه العید جمیل او یسوا الونه
***
اجه العید  لابس ثوبه من ساعه ، اجه العید طیب حلوه اطباعه
ااجه العید نازل گلبی طرگاعه ، اجه العید اسمه ابگلبی دلاعه
اجه العید جمیل او یسوا الونه
***
معنی:
تو بهترین روزِدلم عید اومده ، شادم و چطور واست وصفش کنم
بوسه ها بارون زده دلهای پاک ، خاطره مونده نگو حذفش کنـم
***
عید با شادی به کویم سر زده ، به لباسِ نازِ من خیره شده
تو سلامش یاد برده  دلبران ، توی آیین دلم سیره شــده
***
هدیه میدم قلبمُ با دستِ باز ، دوست دارد خونه ام مهمان پــــذیر
می پذیرم دعوتِ خویشان و قوم ، دل و جان پهن می کنم  فرشِ فقیر
***
روزِ شادی یخه ها محکم ببند ، روزِ شادی درد و قهرت دفن کن
روز عیدِ خندها در دلِ شب ، روزِ عیدت قلبِ پاکت رهن کــن
***
شب عید و نور بازی در فضا  ،  شب  عیدت  جور کن صبر و وفا
وقت عید و باز دید آغاز شد ، ترک کن دل مرده ای کرده جدا
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 27/04/1392
متن عربی این ترانه  با  صدای آقای حکیم سواری
قبل از عید خوانده و توزیع  شــــــــــــد.



 
 
حسرت
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢
 

حسرت
در دلِ من هر شب عروج کن
خسته نمی شوم از  از آواهای دلنوازت
درخت عشقم محتاِجِ نوازش توست
بیا و صندوقچه ی  دلم را باز کن
درون آن حسرت نبودت  خواب رفته
بیدارش نکن
بگذار برای چند صباحی
زخمش را  مداوا کند
باک از آن دارم که
زخم قلبم و دودِ صبرت
هر دو
بر عشق
غلبه کنند
جاسم ثعلبی (حسّانی) 20/05/1392


 
 
دیوانگی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٢
 

دیوانگی
بارِ مشکلات بر دلم نشست
عادت کردم به این سنگینی
دیدن تو
تنها راهِ  اطمینان قلبم
ای یار
احساس هایم برهنه شدند
خواستم مخفی کنم
عشق تو را
و لیکن
در راه تو سبز شدند
یقیناً دریای عشق در زندگی من موج می زند
سروم
به شوخی هم می گویم
لباسِ کودکانه را کندم
تا همرهت باشم با دیوانگی
دوستت می دارم
عشق در سراپای وجودم
شعله ور شد
مثل مجنون
ای تبسم پخش شده دروجودم
تو را تا غروب آفتاب ها دوستت می دارم
جاسم ثعلبی (حسّانی) 17/15/1392


 
 
اخم نکن
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢
 

اخم نکن
اخم نکن ای روح
قلبم در رنگین کمان
تومار عشق را آتش زده
چادرت را جمع کن
برگرد به دیار نیستی
تو نباشی من آرامم
بین آسمان و زمین
مثل ابر
چتر قصه هایت
بر سایه ی درختان پیر
باز شده می بینم
نخند
گریه کن
صندوق تابوتت محو شده در گورستان
دلگیر نشو
اینجا همه چیز
در معرض فروش هست
به جز تبرئه
جاسم ثعلبی (حسّانی) 16/05/1392



 
 
سنگِ قبر من
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٢
 

سنگِ قبر من
تیرِنگاهت از سنگِ قبر من بردار
تا این لحظه
سایه به سایه
تعقیبم کرد
رعد و برقش بر جسدم
گلوله های  آتشین بارید
از روحم بگذر
از جنس شیشه و یخ
معلق در هوا
از لرزشِ دلت
می ترسم قبرم شکاف بر دارد
جاسم ثعلبی(حسّانی) 11/05/1392