غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

می ترسم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢
 


 

از
اون روزی که تو رفتی ، دلم با غصّه دلگیـره

و می
ترسم گلم امشب ، تو گلدون تو می میره

***

دلم خوش با خدایی تو ، خدا از بــــــاورت دوره

چشات
می لرزه بی طاقت ، می دونم چشمِ تو شوره

***

از
اون روزی که تو رفتی ، دلم تنهای تنها شــد

تو
شهرِ خالی ازعشقت ، گلم دربست بی جا شد

***

نگفتی
شورشِ قلبت ، چرا عکسِ دلم کنــده

بها
دادی دلم با تو ، که عشق و عاشقی چنده

***

از
اون روزی که تو رفتی ، هوای خونه دودی شد

عطش
بر لبِ من مونده ، به یاد تو یه رودی شد

***

نمی
مونم دلم تنگه ، تو شهر غربــــت و دوره

نمی
خوام زندگی سخته ، تو شهرت رفتنم زوره

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی)

 


 
 
قلبِ مظلوم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢
 

قلبِ مظلوم
شنیدم صدای پات ،آروم آروم اومده
روی پلّه ی دلم ، دردِ مظلوم اومـده
***
قلبمُ شکستی تو ، لاغر و کهنه شــدی
دردهات زنده هنوز ، رو دلم وصله زدی
***
کاش می دونستی که من ، مثل تو دق می کنم
شبا تو تاریکی هات ، همش هق هق می کـنم
***
توی دیدارجدید ، سایه هات رو نــــداره
مستِ گریه های شب ، لحظه هات بو نداره
***
چه کنم با این لبات ، رنگ و رویش پریـده
خسته ای به من بگو ، درد و زارش کشیده
***
دست بر دار از ستم ، توبه کن با غسلِ درد
قلبتُ صیقل بده ، هر شبی با آبِ ســـرد
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 12/04/1392


 
 
قایق رها
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٢
 

قایق رها
دیگه بسه اون حنات رنگی نداشت
دوریت برام یه عادتی شـــــده
تو برو بی خبرم از گفته هـــات
رفتنت میگم سعادتی شــــده
***
هلهله کرده دلم وقت ســـــحر
جای هر روز غمت چراغونـــــه
فک نکن قلبم شکستی خیلی زود
جون تو شاد و ترانه می خونـــه
***
تو برو مثلِ یه قایقِ رهــــــــــا
جای ایستادن نداره رو زمیــــــن
پرت . پرتی بی بها بر روی مــــوج
سر شکست امروز و فرداشُ ببیــن
***
دلِ من می خنده از حرفای تـــــــو
در حقیقت تو برام درد ســـــــری
واسه چی با این دلم قهری هنـــوز
خودم می دونم که تو خیلی شـری
***
ای خدا خورشید تو نوری نداشت
یا که بارونت شده قحطِ دلـــم
ماه در تابش وتاریکم هنـــوز
بی وفا نخند . نکن بال و پـرم
***
قسمت از هجرِ زمانه دل بریــــد
از خاطراتم صد کتابی پر شــــده
واسه چی می چرخی توی آسمون
زود برو آمدنت بی فایــــــده
***
بسه دیگه خندهات مزه نداشـــت
فک کنم صدای جغدی خسته است
بی خیالم از تماشای نگـــــــات
دلِ من صد درِ عشقت بسته است
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 12/04/1392


 
 
جرم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٢
 

جرم

تو دلم صحنه ی دردت ، همیشه آواز می خونه

تو فرشته ی جمالی ، تارِ  مویت عاشقونـــــــه

***

ذکر تو برام چه سخته ، نمی خوام یادت بیارم

خسته ام از اون نگاهت ، از خودم مایه نذارم

***

شاد بودنت یه جرمِ ، تو دلم رنگش پریــده

خنده هات باورنکردم ، نگو از کسی شنیده

***

تو عبوسی واسه قلبم ، تو بتی رو دل نشستــــی

می دونم کوکت تمومه ، شیشه ی قلبُ شکستی

***

نمی نا لم از جهانم ، نالشم از اون دمــــــارت

می بینم دلت شکسته ، دیدم از چشمِ خمارت

***

برا زندگی چه دیره ، وصله ی یه تکه شیشه

گلِ خوشبوی دلم رو ، با هوارت کنده ریشه

***

فاصله کم کم گرفته ،  بین ما دیوارِ پــــیر

تو بمون تنها همیشه ، عاشقی یادش بخیر

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 11/04/1392


 
 
شبگرد
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٢
 

شبگرد
بیا بمون تو قلبم ، موندنت افتــــخاره
شبم تا صبح به یادت ، بیا برگرد دوباره
***
بی تو دلم کبودِ ، شبگرد غربت شــب
مایوس و بی قرارم ، تنم جوشیده در تب
***
مثل یه جغد می نالم  ، چشام زردی گرفته
ماه و ستاره هر گز  ، تو دید هام نخفتــه
***
خیلی صبوری امّا ، واسه دلم پناهـــــی
یه چادری تو صحرام ، دلباز و سر به راهی
***
بیا دلم گرفته ، درمانش اون صدایـــت
جهانی دیگه دارم ، قاضیش اون خدایت
***
گفتی غریبه هستی ،  تو شهر یادگـــارت
گفتی چه سخت موندن ، کو قول و کو قرارت
***
یه فرصتی تو دستت ، بگرد تو این زمـــونه
می سوزی چون دلِ من ، خاکسترش می مونه
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 10/04/1392


 
 
خسته ام
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٢
 

خسته ام

طاقتِ موندن ندارم ، زودتر خاکم کنید

روی قبرم بنویسین ، از ریا پاکم کنـید

***

دور میشم از خستگی هام ، از قمارِ عشقِ فردام

سفرِ دور و درازم ، بی خبر از درد و اشکـــام

***

عنکبوت و تارِ دارش ، بر گلوم  پیچیده مـــاری

بی خودی پایت نشستم ، همش با ذلّت و خواری

***

شادی کردی با خوشی هات ، چوبِ خشکت من بسوزم

درونِ آتشِ قهرت ،  چون زغالت شـــــــب و روزم

***

تو بمون با هر بهانه ، شیشه ی دردت شکسته

قابِ عکسِ من ندیدی ، توی محرابت نشسـته

***

خسته ام از این زمانه ، که دلم فدای جانــش

شاید اون جهان دیگه ،  می شینم در بوستانش

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 09/04/1392