غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

بدبخت
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٢
 

بدبخت

نمیگم عاشقم هستی ، نمیگم دشمنی سر سخت

چرا بیهوده می چرخی ، تو رویای دلم ! بدبخــت

***

توی خلوتگه تاریک ،  خودت کُشتی به نامــردی

دلت می پیچه در شب ها ، به شیون های دلدردی

***

به یادت میشم و قلبم ، تماسی با تو می گـــــیره

سکوتت مرگِ عشقم شد ، و بخشش ها براش دیره

***

برای وصلتِ روحم ، دلم محتاجِ سوگنــــــدی

تو در رفتی از این محنت ، اسیر و مستِ ولگردی

***

تسلّی دادی قلبِ من ، به اون حرفای ناجـــوری

نمی بخشم شبت روشن ، مریضم کرده دلشوری

***

خدا حافظ دلم سرده ، مسیرش دوره از شهرت

نمی گرده به آغوشت ، فنا شد در طمع قهـرت

جاسم ثعلبی (حسّانی) 22/04/1392

 

 


 
 
یشلتافه (ترانه فارسی و عربی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ تیر ۱۳٩٢
 

یشلتافه (ترانه فارسی و عربی)
یشلتاقه ، یشلتاقه ، زینی الوجه بصباغه ، یشلتاقـه
یشلتاقه ، یشلتاقه ، گلبی انجله  بحراقه ، یشلتـاقه
چا لیش ما سئلتی ، یشلتاقه ، و ابگلبی ما نزلتی ، یشلتاقــــه
و ابحضی ما حلمتی ، یشلتاقه ، انگطعت علیچ الطاقه ، یشلتاقه
***
یشلتاقه ، یشلتاقه ، ما اجیتی حتی الساعه ، یشلتاقــــه
ینکره کلمن زارکم ،  یشلتاقه  ، شدت فحم بالصاغه یشلتاقه
***
سکرانه عینی ابنومتچ ، یشلتاقه ، شبعانه کلهه ابدولتچ ، یشلتاقــه
گومی و اغسلّی ابصورتچ ، یشلتاقه ،  طافی الشنص و اچراغه یشلتاقه
***
والدهر ما ظلمنی ، یشلتاقه ، و العدو ما هظمنی ، یشلتاقه
ویاچ ما سهرنی ، یشلتاقه ، صوت الندم بادراغه یشلتاقه
***
مات الگلب من جالکم ، یشلتاقه ، من یوم الاول زالکم ، یشلتاقه
ابحزنی انطفت امالکم ، یشلتاقه ، ابطن الگبر ظل داغه یشلتاقه
***
 شلتاقه (اسم مونث)  و برای کنایه و آزار کسی گفته میشه
چهره ات بی رنگِ  شبت ، شلتاقه
دلم می سوزه در تبت ، شلتاقـــه
ازم نپرسیدی چرا ، در دلم خوابیدی چرا
خواب من و دیدی چرا ،عشقِ تو مرده میگمت ، شلتاقه
***
حالا که پیدایت نشد ، شلتاقه
مزارت  آوایت نشد ، شلتاقه
این دلم شیدایت نشد ، شلتاقه
دلگرمی دنیایت نشد ، شلتاقه
***
مستِ چشم در خوابت ، شلتاقه
عکس همه در قابت ، شلتاقه
ببین غروب آفتابت ، شلتاقه
چشم و دلم  بی تابت ، شلتاقه
***
زمانه کنده گورم ، شلتاقه
دشمنی کرده حورم ، شلتاقه
می دونی که صبورم ، شلتاقه
پشیمونِ غرورم ، شلتاقه
***
ُمرد دلم درخونت ، شلتاقه
قلبم اسیر جونت ، شلتاقه
قلبم  شده مدیونت، شلتاقه
این قبر دل زندونت ، شلتاقه
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) 17/04/1392
تا 70 در صد ترجمه درست است


 
 
مرگِ بی تشهّد
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٢
 

مرگِ بی تشهّد

رو دستِ من خوابید و چشمش باز می کرد

در ظلمتِ شبها زبانش ناز می کــــــرد

از درد می نالید و آهی  سر برافراشـــت

با غم  هزاران غصّه را آغاز می کـــــرد

در خلوتِ مهتاب چون ماهی درخشــید

چون عندلیبی خنده هایش ساز می کرد

با زیر چشمی دور می زد خاطراتـــش

گر بند موهایش نبود پرواز می کـــرد

آهسته می خواند طنینِ د لربایــــی

تا دل نفهمد سوژه ها را راز می کــرد

از اشکِ او دریا وسیلی شد سرازیــــر

از گونه هایش بوی غم آواز می کــــرد

ساکت نشست و صوتِ قلبش طبل خالی

لرزید در آغوش من لب گاز می کـــرد

من ماندم و صحنه ی مرگِ بی تشهّـد

بوسه به سنگِ قبرِ اوطنّاز می کـــرد

جاسم ثعلبی (حسّانی) 21/04/1392


 
 
رمضان ماه خدا
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢
 

رمضان ماه خدا

درونِ غربتش قلبم  ،  هلالِ روزه پیدا  کـرد

دلِ هر با خدایی را ،  به استقبال غوغا کرد

***

خوش آمد در چنین روزی  ،  تنم محتاجِ درمانش

و قلبم مانده بی تدبیر ، بیا سیقل بده جانــــش

***

گناهان سوز آتشدان ، همان هایی که می نازند

تنی سالم بدور از درد ، و خونی زنده می سازد

***

چو خوشمزه غذای او ، صفا می دهد افطارش

سحر با سفره ی رنگین ، اذانِ صبحِ پر بارش

***

دلم مشتاقِ هر لحظه ، تو آغوشِ خدا مانـدن

ملائک ثبت می کردند ، ثوابِ هر دعا خواندن

***

کنارِ ساحلِ سبزش ، تو فصلِ ختمِ قرآنـــــش

دلم خوشحالِ آن لحظه ، که دل در بست درمانش

***

الهی سال رحمت را ، تقبّل کن عبادتــــــها

دلم در حسرتِ عشقت ، و عشقت رهن دعوتها

***

جاسم ثعلبی (حسّانی)  20/04/1392

 


 
 
یادت میاد.....
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٢
 

یادت میاد.....

اگه یادت میاد روزی ، یه مرغی بی پر و بالــــی

تو غم های خودت غرقی ، می لرزی خیلی بد حالی

***

به ناله هات  صدا کردی ، کشیدی بند انگشـتم

درونِ موج زیر و بم ،  همون لحظه  تو رو گشتم

***

کنارِ ساحلم موندی ، دل و جونـــت پر از آبِ

نجاتت دادم  از غرقی ، عبات گم شد تو گردابِ

***

به قصدِ نیکی و یاری ، تو رو در دل رهـت دادم

سپر کردم دل و جونم ، شکستم دل به فریادم

***

همون لحظه که دردت رفت ، تو قلبم تیغی خوابیدی

تکون می خوردم از دردام ، و از حالم نپرسیـــدی

***

چشام می باره نصفِ شب ، و اشکم نو برِ یادم

نجاتت دادم از دردت ، خودم در چاه افتادم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 19/04/1392

 


 
 
نیا نیا
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢
 

نیا نیا

نیا نیا ! تو دلِ من سیلی گرفته اسـت نیا نیا

نیا نیا ! آتش دل هنوز نخفته  است نیا نیا

خاکسترش هست توی خونم ، تبِ دلت موند سـرزبونم

با دردِ دوری شکستی بالش ، سقوطم آزاد تو آسمونم

***

نیا نیا ! پر خونِ قلبم بی وفــا نیا نیا

نیا نیا ! داغون و سردم از جفا نیا نیا

بارون و ابرت سحر دریده ، حرف بدی هست دلم شنیده

نگو دروغه دفاعِ قلبت  ، تو موجِ دریا به من رسیـــده

***

نیا نیا ! خونمُ پر سرو صدا نیا نیا

نیا نیا ! بادبادکم پرت هوا نیا نیا

می ترسم اون تو ضرر ببینی ، عشق دلم  هست تو نازنینی

زندگی تلخه بدون رنگت ،  رنگین کمانی روی زمینـــی

***

نیا نیا ! تو قعر غم نشستــه ام  نیا نیا

نیا نیا ! سایه ی نم شکسته ام  نیا نیا

آواره موندی خودم اسیرم ، دلم نمی خواد بی تو بمیـــرم

تابوت دردم عبای عشقت ، از دوری تو عبرت بگیــــرم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 16/04/1392