غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

غزل : خوش آمدی
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ فروردین ۱۳٩۳
 

 

منتظرم روز و شبم ای مهربان خوش آمـــــدی

رنگِ دلم سبز شده باد خزان خوش آمــــــدی

دیوانه وارِ عشق تو پروانه ام خوشگـــــذ رم

دل کنده ام از زندگی ای دیو جان خوش آمدی

بی تو دلم شور می زند تو هستی آتشگاه غم

بود و نبودت زلزله عشقِ نهان خوش آمــــدی

آماده ام مرگم رسید خنجر بزن ترسی نــبود

دار بزن در این سفر سرو جهان خوش آمدی

خوشحالی و بی رحمی تو بشکن بزن در قلبِ من

قربانی قهرت شدم حدس و گمان خوش آمدی

چشم نزن آواره ام بی خانمانِ لذّتـــــــــــــم

به این مزارِ آشنا آتش فشان خوش آمـــدی

جاسم ثعلبی (حسّانی) 01/01/1392


 
 
غزل مشکل گشا
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢
 

 

در دعای شبانه ام چرا تو محراب می شوی

من ناله می کنم ولی چرا تو بی تاب می شوی

گویا دلیل گریه های من خنده های گرم توست

مثل حباب شمع خسته ام چرا تو آب می شوی

پا به پای دلت سال هاست دل می دود

تشنه ی دیدارت ولی چرا سراب می شوی

زخم ستم بستم به زنجیر درد ظلم

همیار من بمان خدا چرا عذاب می شوی

خندیدم از عزای مرده در  درون قلب مست

در تلخی روزگارم چرا مذاب می شوی

مشکل گشایم همیشه دربست آرزو

در شب تاریک دلم  چرا نقاب می شوی

بسپار کلام پخته ام در معرض خطا

در چهره ی زخم  دلم چرا تو قاب می شوی

فریادم نشسته بر لب غنچه ی نیمه خشک

من ماهی سرخم چرا تو مرداب می شوی

جاسم ثعلبی (حسّانی) 29/12/1392

 

 


 
 
غزل رقص ستم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢
 

 

خوشنود نشو قلبم ، دیدار غریبانــــــــــه

خوش بین نشو سردار، با این دلِ دیوانه

***

اوشاد و سر افراز است شب اینگونه می خواند

مایوس و بی پرواست چون درویش بی خانـــه

***

با رقصِ ستم انگار ، لرزیده تنش از شوق

گویا که فضایی نیست ، چرخیدن مستانـه

***

با خنده تبش  پیداست ، از ناله ی سنگینش

چون سایه هوسها خواند غم در خشت ویرانه

***

محتاج نشو ای دل ، دنیا و طمع بـــــازی

معجون نشو با فقر، چون موی سر و شانه

***

صبر است کلید عشق ، عاشق نشدی تا حــال

خوش طبع به گل چسبید  ، زیبایی به در دانه

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 28/12/1392


 
 
عید آمد : سه هرمی مختلف القافیه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢
 

 

عید آمد

دید و بازدید آمد

شبانگاهان یادی از شهید آمد

بدوش ای یار در دیدار بازار خرید آمد

بهاری شاد رنگِ باد شهر آباد چون عید سعید آمد

بیا دیدار

جایت در دلم ای یار

کتاب عشق من جوشیده چون دریاست بی آزار

تو شهرم قصّه می خواند شقایق ها کنارش بی صدا آوا ر

درخت نخل بیدار است و کارون می خروشد ظلم بپوشان رازم ای دلدار

چرا غمگین

بچش این زندگی شیرین

اگردلبستگی داری به آمواج شب آیین

تو این بازی و گل کاری نمی شد بارتو سنگین

درودت باد خویشان شاد عشق آزاد بخور از سفره ی رنگین

***

ابداعی جدید در قالب هرمی از :

جاسم ثعلبی (حسّانی) 27/12/1392


 
 
هفت سین دردم
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢
 

 

توی سختی های دنیا ، می دونم تو با منّی

اومدی قسم بخور که ، قلبمُ  نمی شکنی

***

بوسه هات روی لبام ، مثل یه گل تو گلدونه

خندهات مثل یه شمع ، تو خاطراتم می مونه

***

عزیزم بهار اومد ، هفت سین دردم می خونه

عید اومد شادی رسید ، تو باغ و بستان مهمونه

***

چشم به در نیومدی ، دلم صداتُ شنیده

روز وشب تنها نشسته ، شکلِ ماهت ندیده

***

تو باید ثابت کنی ، قول و قرارِ دیدنت

زود بیا پیشم بمون ، مرگم دوباره رفتنت

***

گم نشو خسته شدم من ، طاقتِ عشقم تموم

قسمتم آتیش گرفته ، زندگی واسم چه شوم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 26/12/1392