غرش کرخه و کارون

‌ این وبلاگ حاوی فعالیت های ادبی و تحقیقی و داستانی به زبان فارسی و عربی از تالیف شاعر جاسم ثعلبی حسانی می باشد.استفاده از منابع این سایت با ذکر منبع و نام شاعر بلا مانع هست .

علوانیات الحسانی /دو بیتی حسانی (عربی و فارسی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢
 

 

زعل گلبی اشکثر خلــــان ودّ ر

یعادل کل شخص بالذهب ودّ ر

بقیت آنه او حنانی اوحید ودّ ر

اشوف الناس بس اتمر علیه

***

زمانی والدهر ویّای مـــــــــــــالن

او حملی او ضیم گلبی ابعجل مالن

ادیه امن الشگف والخدر مـــــــالن

علی ظهری الحمل و اصعب علیه

***

علیه الدنیا هجمت من یلمــــــــهه

مصیبه ابگلبی طشت من یلمــهه

کسرت السیف منهه او من یلمهه

نگرنی او شمّت العدوان بیــــه

***

معنی:

خطای دل غم یاران خریده

تو تابستان نم و باران ندیده

تنم زندانبان خانه ام شد

فضای بی کسی را دل کشیده

***

زمان بد جور آتش زد وجودم

خدایا کاشکی هر گز نبودم

دو دستم ناله کرد از بار سنگین

کمر خم شد اثر دارد کبودم

***

ملامت کن خدایا روزگارم

نمای غصّه ها شد چوب دارم

شکستم تیغ حسرت داس برداشت

سرم زخمی نمود از پشت یارم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 24/12/1392

 


 
 
من اذّاک/ از که ترسیدی -شعر به قالب هرمی-سه هرمی (فارسی و عربی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢
 

 

ارید اویاک

متالم صعب فرگاک

یا نجمة حیاتی والدهر زفاک

یمسافر غصب متحنی ابدم و الگبر دفّاک

متوزر ابنور الگمر یا شمعه و ابلیلة سفر حیّاک

ما ننساک

لو تنسی الشمس طرواک

او لو بحر الموده ابروجه یترجاک

اسمک بالثریا ابذهب صبیناه او علیناک

الایتام ابکرامه اتعاتب التبشیر مو تسطیر بشّرنا ک

من اذّاک

ترید اتگول قول او آنه عد عیناک

رماک ابن الغدر و ابن السحر و ابسیفه الفتاک

و ابهمس السکوت ابلمضت العدوان ملک الموت هد او جاک

ما طش الخبر حظّه اندحر و اقصوره محترمات قول او طول من مسّاک

معنی:

میام هر جا

دلم سختی کشیده خسته از دنیا

ستاره نور تابی شکل ماهت در دل  دریا

سفر کرده بیا دست حنا کن  دل شفا کن عشق ناپیدا

ای ماه تابان دلم ای باغ  و بستان گلم ای سرورم خوش آمدی اینجا

همش یادم

و خورشید نور فریادم

به نام عشق تو این گونه سر دادم

چو تاجی در ثریا زرگری کردند به آن شادم

یتیمان اشک ریزان مژده ی پیروزی  بر ظلمت نهان دادم

از که ترسیدی

وفای بی جفای این دلم دیدی

زمانه جاودانه دشنه زد بر زخم پرسیدی

تو مستی ها سکوتت دشمن افزوده و در آهت نجوییدی

لبم بستم و نشکستم غرور کاخ دل آیین و تو در فتنه پوسیدی

شعر فی قالب الهرم (هرم ثلاثی قافیه واحده)

شعربه قالب هرمی – سه هرمی مختلف القافیه

ابداع  جدید من :

ابداعی جدید از :

جاسم ثعلبی (حسّانی) 23/12/1392

 


 
 
دو بیتی هجران
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢
 

 

نه دل بستم نه دل کندم

لبم بوسیده لبخنـــــدم

نسیم عاشقی دیــــــدم

به خندیدن هوس کردم

***

خدیا خستــــــه از دردم

تنم لرزیده چون سردم

نه تابستان نه پاییــــزم

لبم پر سوز و می گردم

***

دلم می بارد اشک از دیدگانـش

زهجران زخم شد چشم و زبانش

زمانه پندها داده نیاموخــــــــت

شب و روزش به یاد مردگانش

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 21/12/1392


 
 
نمی سوزم : سه هرمی مختلف القافیه
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢
 

 

دلم بی تاب و داغونه

با این حالش نه لیلی شد نه مجنونه

گلی بی جان تو این حرمان عذاب من همین خونه

ستم هر گز به نامردی و دلسردی  تو شهر دل نمی مونه

چرا حسرت شده نفرت بده فرصت در این محنت بگو از من دلت خونه

منم تنها

تو شهر مرده ها رویا

فدای موج پر آشوب این دریا

تنم فریاد نفس ها باد و دیوانه شدم یارا

تاسف زهر تلخی داشت صبرم کاشت دلبندم تویی مارا

چو کوه درد

آتش زد دلم از لحظه های سرد

جولانگاه اسبانت و سم ها درد سر آورد

تو غول خاطرات غم در این ماتم نمی خوامت برو برگرد

تویی آهم تویی سوزم تویی آن فال بد روزم نمی سوزم زنی یا مرد

ابداعی جدید از :

جاسم ثعلبی (حسّانی) 18/12/1392


 
 
عرس - عروسی (فارسی و عربی)
نویسنده : جاسم ثعلبی - ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٢
 

 

عذبت الگلب والروح و افراگک یسلینــــــی

عرس عندی اذا جفّیت او دم عینک یحنینی

***

ما اریدک تجی کل یوم تدک و الجرس اذّانی

نار انت او شویت الروح گلبی ابضیمه بچانی

***

السانی گطعیته اوتار ترید اعدامی کل لیله

ما عندک عداله اویای حبک هذا تحلیــــله

***

قول اشما ترید اتقول ابظهری اثر ضرباتک

ما عندک رحم ویای کذب متمنی ضحکاتک

***

انت امکیف او فرحان و آنه السوط ذابحنی

ساهر بالعشق و اتجول و ابسیفک تحاربنی

***

کلنه یا دهر اخوان ابونا و امنه هالطینه

و التقوی حساب الروح و القرآن حامینه

***

معنی:

با این حرفای تلخ تو چشام بد جوری خوشحالن

شب و رورم عروسی بود یه لحظه هم نمی نالن

***

نزن زنگ دلم هر روز صدات در خونه می خونه

تو طبعت آتشی پر درد نگو قلبم نمی دونه

***

زبونم بسته چوب دار اگر لرزیده می میرم

عدالت در جهانت کور از این دلواپسی سیرم

***

بگو هر چه دلت می خواد دهانم بسته شلاقت

دلت بی رحمه با گل ها نمی مونم تو این باغت

***

تو خاطر خواه شادابی و من در بند زنجیرت

زبانت می سراید عشق  تنم پوشیده نخجیرت

***

همه از آدم و حوا همه فرزنده آیینیـــــم

به جز تقوای انسانی تفاوت ها نمی بینیم

***

جاسم ثعلبی (حسّانی) 18/12/1392